|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
با مرگ معاویه، پسرش یزید، طبق وصیت نامه ی بی سابقه ای که
پدرش از پیش نوشته بود در ماه رجب سال 60 قمری / 680 میلادی
خلافت را به عهده گرفت. یزید نماینده ی واقعی زندگی معمول جوانان
اشراف پیش از اسلام بود و در جامعه از هیچ گونه احترامی برخوردار
نبود. رفتار ضد اسلامی و فسق ظاهریش در سراسر جهان اسلام
مشهور بود و انزجار و نفرت مردم را نسبت به او دامن می زد.
حتی نویسندگان معدودی که کوشش به اختفای بعضی از اطلاعات
نامطلوب نسبت به خاندان اموی می کنند، نمی توانند از بیان این
مطلب خودداری کنند که یزید اولین خلیفه ای در اسلام بود که در ملاء
عام شراب می نوشید. اکثر اوقات خود را به خوشگذرانی با ساز و
چنگ و آوازخوانی و سرگرم شدن با میمون ها و سگ های شکاری
می گذراند.
یزید خود بهره ای از مذهب نداشت و هیچگونه احترامی را هم برای
عواطف مذهبی دیگران قائل نبود. هیچ یک از نویسندگان مسلمان در
هیچ دوره ای، چهره ای مطلوب از یزید را تصویر نکرده اند. در عین حال
مخالفت های مستمر و آشکار او نسبت به معیارهای اسلامی به خاطر
نزدیکی با پیامبر و خلفای راشدین، برای جامعه هولناک تر بود. او ادعای
جانشینی آنها را داشت و عنوان خویش را از قدرت ایشان به چنگ آورده
بود.
با وجود این، ترتیبات بسیار دقیق معاویه، با فشار نظامی او بر جهان
اسلام، راه را برای جانشینی پسرش هموار می ساخت. از این رو یزید
به عنوان امیرالمومنین مورد خوشامدگویی و تهنیت همه ی قبایل و
استان ها قرار گرفت. در عین حال عنوان او بدون بیعت چهار تن از
سرشناس ترین شخصیت های اسلامی، نمی توانست تحقق یابد:
عبدالله بن الزبیر، عبدالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابی بکر، و حسین
بن علی.
معاویه با همه ی کوشش های عظیم خود نتوانسته بود آنچنان که
با دیگر مردان مهم و برجسته و روسای قبایل عمل می کرد، اینان را
بخرد و یا وادار به بیعت کند.

عنوانی برای تابلوی بالا انتخاب کنید و سپس در چند جمله
موضوع مورد بحث در آن را شرح دهید.
حرّ که احساس کرد از سخنان امام عطر جهاد و مقاومت برمی خیزد،
گقت: اگر با ما بجنگی، با تو خواهیم جنگید و اگر جنگ شروع شود،
نابود خواهی شد!
امام به او گفت: مرا از مرگ می ترسانی؟! نمی دانم چگونه و با چه
زبانی با تو سخن بگویم. سخن آن برادر اوسی را می گویم که با پسر
عمویش سخن می گفت و می خواست از پیامبر حمایت کند. می گفت:
بزودی می روم! مرگ بر جوانمرد، ننگ نیست. هنگامی که
او انگیزه ای درست و نیکو دارد و بر آن انگیزه، جهاد می کند
و مسلمان است.
جانش را فدای انسان های صالح می کند، و از تباه شده ی
فریفته و خوار، دوری می گزیند.
اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مُردم، ملامت نمی شوم.
برای تو خواری همین بس که بمانی به ننگ.
در منطقه ای در میان واقصه و عذیب، برای برداشتن آب فرود
آمدند. امام در آنجا در حالی که حرّ و سپاهش آنان را می پاییدند
و تعقیب می نمودند، خطبه ای خواند که مبین فلسفه ی نهضت
عاشورا است:
... ای مردم پیامبر خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند
که حلال خداوند را حرام می شمارد، پیمان خدا را می شکند. با
سنّت رسول خدا مخالفت می کند و در میان بندگان خدا به زشتی
و گناه عمل می کند، اگر در برابر چنین کسی با «کار» و با «سخن»
مخالفت و ایستادگی نکند، شایسته است که خداوند آن کس را
هم همنشین همان سلطان ستمگر قرار دهد.
آگاه باشید که این زمامداران به پیروی شیطان درآمده اند و پیروی
خداوند رحمان را رها کرده اند. تباهی را رواج داده اند و حدود خداوند
را به کناری نهاده اند، بیت المال را ویژه ی خود ساخته اند، حرام
خداوند را حلال می کنند و حلال او را حرام. و من سزاوارترم تا آن
کس که این گونه رفتار کرده است.
نامه های شما به من رسید. فرستادگان شما به من گفتند که
با من بیعت کرده اید که مرا به دشمن واگذار نمی کنید و رهایم
نمی نمایید. اگر بر بیعت خود پایدار بمانید، رشد خود را نشان
داده اید. من، حسین بن علی، پسر فاطمه دختر پیامبر هستم.
جانم با جان شما یکی است. خانواده ام با خاندان شماست.
من اسوه ی شما هستم، اگر چنین نکردید و پیمان شکستید و
بیعت مرا از خود برداشتید، این رفتار ناپسند، ناسزاوار است؛
همان گونه که با پدر و برادر و پسرعمویم مسلم رفتار کردید.
کسی که به وسیله ی شما فریفته شود، فریب خورده است.
بهره ی خود را از دست دادید و بخت خود را واژگون نمودید.
سلام و رحمت خداوند بر شما باد!
نمونه های عالی پيكرتراشی بقايای باستانی نقش برجسته منقور
بر ديواره ی كوهها، ساخته هایی است كه در تخت جمشيد می بينيم.
جز اينها، آثاری همچون تكه سفالهای با نقش برجسته ی لعابدار كه از
كاخ شوش به دست آمده، گواه تاريخ اين هنر است.

بیستون کرمانشاه
پيكرتراشی از كهن ترين هنرهای ايران بوده، اما به احتمال بر اثر منع
تصويرنگاری و پيكرسازی در اسلام، مرمرتراشی در روزگاران بعد چندان
پيشرفت نكرده است. فقط كنده كاری روی چوب ترقی چشم گير كرده
است، و به خصوص در ساخته های خاتمكاری آثار نفيس و زيبا بسيار
است. اما صندوقهای چوبی، يا جعبه های ساخته از چوب در ايران
امروزه در دنيا در نازلترین سطح است. با اين همه، روی اين صندوقهای
رختدان يا يخدان نقش و نگار گيرایی می دهند كه نمودار ذوق ايرانی
است.

پیکره ی «مرد سبو به دست» در محوطه ی باستانی بیستون
گونه ای كار موزاييک با چوب هست كه آن را در شيراز "خاتمكاری"
می نامند. در اين صنعت دستی، با كنار هم نهادن قطعه چوب های
بسيار كوچك و ظريف و چيدن سی و پنج تا چهل تكه چوب در سطحی
به اندازه ی 6×9 ميلی متر (با نقشهای هندسی) طرح موزاييک زيبایی
پديد می آورند. در خاتمكاری روی يك تار قديمی، در سطح 3 ميلی متر
مربع 438 تكه ی ريز خاتم كار شده و نقش هندسی بسيار دقيقی
ساخته شده است. لطف و ظرافت اين كارهای ذوقی، چين و شكن
موج زر و سيم را بر دريای آرام گرفته در مهتاب بهاری به ياد می آورد.

اثری دیگر از قلم صُنع نیاکان ما در بیستون
نقاشی و صورتنگاری هم به علت نهی آن در احكام اسلامی،
چندان پيشرفت نكرد. اما در اين دوره، نگارگری در هند بيش از ايران
ترقی يافت. در ايران از روزگار شاه عباس بزرگ نگارگران با اين كه در
شمار اندک بودند، با كشيدن تصاويری به سبک نقاشی خاور دور كه
تفاوت دور و نزديک (پرسپکتیو) در آن نموده نمی شد، يا سايه روشن
نداشت؛ نقاشی را پويا نگه داشتند و در دوره ی متأخر در نقاشی
رنگ و روغن به شيوه ی اروپا طبع آزمودند. اين هنر، چنانكه ازين پس
ياد خواهم كرد، در ايران ترقی چشمگيری يافت.
از هنرهایی كه با نقاشی رابطه ی نزديک دارد، قلمدان سازی
است. برای نوشتن به فارسی، قلم نی و مرکب به كار می برند.
در قديم، ديوانيان و همه ی اهل داد و ستد هميشه قلمدان همراه
داشتند.

در صحيفه ی حزقيال نبی، از اجزای عهد عتيق (یا همان کتاب
تورات) می يابيم كه دستكم از سه هزار سال پيش از قلمدان
استفاده می شده است.

از قديم در خاورزمين، مردم می بايست هميشه قلم و مرکب و كاغذ
و مهر همراه داشته باشند. امروزه هم در ايران (برای تسجيل اسناد و
نامه ها) هميشه مهر با خود دارند.

مركب را در دوات فلزی راست گوشه ی كوچك كه سرپوش دارد
می ريزند، و آن را با قلم در جعبه ای همچون تيردان باريك و دراز
(قلمدان) می گذارند. اين جعبه گاهی فلزی است، اما بيشتر از چوب
يا كاغذ فشرده است كه رويش را لاک می گيرند و به نقش و نگار
ظريف می آرايند.

روی قلمدانهای عتيقه، در ميان نقش گل و بوته، يك شعر يا عبارت
مناسب هم نوشته است، و نيز تاريخ و جای ساخت و ترقيم و تذهيب
آن. روی قلمدانهای نفيس قديم كه شاهكار هنری است، هر هنرمند
(جعبه ساز و لاک كار و نقاش و مذهّب) یک یک نام، امضا و تاريخ كار
خود را نگاشته اند تا همين چندی پيش، مردم قلمدان به بند كمر يا
پر شالشان داشتند.

بيشتر قلمدان هایی كه يافتم و گرد آوردم به بلندی حدود 30 سانتی
متر و پهنای دو تا چهار سانتيمتر است، و هر دو سر آن انحنا دارد و مانند
سر ترن متروی فرانسه گرد است و دو سويش هم در بالا كمی انحنا
دارد. جعبه ی تویی آن مانند كشویی از يك سر قلمدان بيرون می آيد،
و جای دوات چينی در سر آن است.

می گويند كه خوشنويسان درجه ی یک هم خط هایی بر قلمدان
نوشته بودند. نقش زيبا و استادانه ی روی قلمدانها بيشتر پرده های
عشقی يا صحنه های شكار شاهانه يا داستان سلحشوران و
قهرمانان يا گل و پرنده است. اين تصويرها، به خلاف پردههای نقاشی
به واقعيت نزديک است، و طبيعی و گيرا می نمايد.

با بررسی تابلـوی بالا، عنوان مناسبـی برای آن انتخاب کنیـد و
در چند جمله بگویید چه کاری صورت گرفته است. سپس با چند
مثال دیگر درستی نظر خود را بررسی کنید.

فرض کنید دوست شما متوجه ی منظور تابلوی بالا نمی شود.
برای او در چند جملـه موضـوع را تعریف کنید و با چند مثال عددی
مطمئن شوید که او قضیه را متوجه شده است.
صنعت و هنر فلزكاری از پيش از روزگار صفويان پيشرفت بسيار كرد.
سلاح هایی مانند زره، كلاه خود، شمشير و ديگر ابزار از نخستين
نمونه های اين ساخته های هنری است. در ميان ساخته های فلزی
و آثار هنر فلزكاری چيزهای سودمند مانند كوزه و گلدان و تشت و ديگر
اقلام اثاثه ی خانه با ساخت ممتاز و طرح و نقش های گوناگون ديده
می شود.

اين هنر نيز پس از برآمدن صفويان به اوج رسيد. امروز هم در يك
راسته بازار اصفهان، صنعتكاران نقش پرداز روی طلا و نقره و مس و
برنج و ديگر فلزها، كارگاه و مغازه دارند. در ساخته های هنری مسين،
شهر دمشق هنوز معروف است. اما روزگاری بود كه ساخته های
شهرهای ايران دست كمی از كارهای دمشقی نداشت.

از نمونه ی اين ساخته ها دسته ی شمشير كهنه و طرائف ديگر است،
با چنان زيبایی و ظرافتی كه در نظر اول آن را با گلدوزی زيبای ابريشم
اشتباه می كنند!

نيز هنوز می توان اينجا و آنجا خاتمكاری ظريف و كلاه خود و سپر
زينت يافته با نقش های دقيق هنری ديد. ساخته های زينتی فلزی
كه با قلمزنی در سينی برنجی نقش های ظريف و زيبا درآوردهاند، و
نيز ظروف نقره كه روی آن با مته نقش داده اند، هنوز هم چندان گران
نيست. هنر ترصيع فلز، كه مانند زربفت و با خط های طلا و نقره و
مس بر زمينه ی فلز ديگر، نقش و نگار می اندازند، نيز از طريق کالاها
و کاروانهای تجاری به اروپا برده شد.

از صنايع دستی فلزكاری كه همه جا می شود يافت، سرقليان است.
در باره ی كوزه ی قليان پيشتر ياد شد. سرقليان كه جای آتش و تنباكو
است، كم و بيش به اندازه ی فنجان چای خوری ژاپنی است كه روی آن
قلمزنی يا ميناكاری كرده يا جواهر نشانده اند. روی شماری از اين
سرقليانها صحنه ی شكار يا رقص يا نقش اسليمی با قلم يا مينا ساخته
يا زمرد و فيروزه نشانده اند، كه كاری بسيار زيبا و ظريف می نمايد. بدل
اين سرقليانهای قديمی امروزه ساخته ميشود. اما هنوز می توان در
عتيقه فروشی ها سرقليانهای اصيل قديمی پيدا كرد.

فيروزه كه محصول ويژه ی ايران است برای زيب و زينت های گوناگون
به كار می آيد. گاهی اين سنگ را خرد می كنند (چنان كه در ساختن
زيورآلات با طرح موزاييك)، آن را حتی در ساختن مينياتور به كار بردهاند.

خود در عتيقه فروشی ها سه چهار شاهكار هنری سرقليان پيدا
كردم و گرفتم، كه هميشه به جای زيرسيگاری به كار می بردم.
هنوز صنايع دستی ساخته می شود، اما جنبه ی هنری آن كمتر به
پايه ی ساخته های قديم می رسد. از روی اتفاق چراغ پايه برنجی كهنه
كه زير و بالای ستون پايه اش پيكره سازی شده بود پيدا كردم، و بسيار
خوشحال شدم. هر چند كه اين چندان عتيقه نبود.

به موزه های اروپا كه برويم می توانيم آثار نفيس صنايع دستی ايران
را ببينيم. در اين ميان ساخته های نقره يا مس با طرح و نقش عالی،
مانند مجموعه يا سينی بزرگ غذا، يا چيزهای تزئينی و مجسمه های
هنری هست.

فن پرداخت فلزات چندان رشد نكرده، اما هنر ميناكاری و كاربرد مينا
در صنايع دستی از سيصد سال پيش همچنان مانده است. روی مس
يا برنج، ميناكاری ـ بيشتر به رنگ آبی تيره و لاجوردی ـ می كنند، كه
گاه با طلا و نقرهكاری آميخته است. مينای هفت رنگ هم زياد است؛
اما امروزه، مينای هفت رنگ كار اصيل و قديم، كم پيدا می شود.
با آمدن اسلام، كشيدن نقش موجودات زنده منع شد زيرا كه در
احكام اسلامی اين گونه نقش پردازی حكم بت سازی را دارد. نيز
عقايد اسلامی ميدان را برای شعر و هنر محدود كرد، چون از می و
مستی نهی شد. اما در روزگار صفويان، شاه عباس بزرگ بيش از
شاهان ديگر جانب هنر را گرفت و منع و نهی دينی چندان سخت
نبود و هنر ايران احيا شد.

به همت شاه اسماعيل بنيانگذار سلسله ی صفوی، (به يك حكم و)
در يك روز تقريبا" مردم سراسر ايران به شيعه تغيير مذهب دادند.

پادشاه (ساسانی) خسرو پرويز و پس از او شاه عباس بزرگ حاميان
بزرگ هنر بودند. در عهد ساسانيان خسرو پرويز صنعتگران و هنرمندان
را از چين فراخواند، و ظروف همانند طرح و كار چين زياد ساختند.

اما رفته رفته ظروفی كه نمودار ذوق و زيبایی شناسی ايرانی است
در اينجا درست كردند. نمونه ی آثار برتر ساخته شده از چينی در دوره ی
جديدتر، كوزه ی قليان و چيزهایی مانند آن است. چينی های ساخت
ايران در مقايسه با ساخته های چين هم به راستی لطيف و ظريف
است. اما ساخته هاي تقليدی سال های اخير در خور توجه و شايان
ذكر نيست.

زيارتگاه ها و آرامگاه های شاهان و مساجد كه در سراسر كشور
فراوان است با كاشی و سفال هایی كه لعاب روزگار خود را دارد زينت
شده است. رنگ مشخص عصر صفوی آبی تند ويژه ايران يا به اصطلاح
نيلی (به رنگ سنگ لاجورد) است كه در مساجد بزرگ اصفهان و
بناهای مانند آن در گوشه و كنار ايران می بينيم. اين بناها و زينتها
آثار هنر قديم ايران را به امروزيان رسانده است. اما اكنون ديگر
نمی توانند نظير اين آثار را بسازند.

ساختن نقش و نماهای عالی با سفال لعابدار هم در آن روزگار به
اوج رسيد. اما اين هم از شيوه ی نگارگری چين اثر فراوان پذيرفت
(چنان كه شيوه ی ترسيم ابر خجسته و نقش های مانند آن يكسره
سبك چينی دارد)، يا كه در تأثير شيوه ی نگارگری هند شد.

اما نقش و نماها بيشتر نماد والایی است از قهرمانان باستانی ايران
كه داستان آنها در شاهنامه ی فردوسی آمده است. در اين ميان
صحنه ی ناساز كشتن ديو سفيد هم كه به دست رستم از پا در می آيد
هست. اگر پی جوی همانندی برای نابودسازی ديو سفيد در داستانهای
ژاپنی باشيم، آن را با افسانه ی «شوتن دوء جی» مشابه می يابيم، كه
قهرمان آن مانند رستم پهلوان باستانی ايران است. (شوتن دوء جی؛ دزد
يا عيّاری در ژاپن قديم كه به هیأت ديوی می آمد و چيزهای پر بها را
می ربود.)


برای دوست خود توضیـح دهید از تابلوی بالا چه دستگیرتان
می شود. سپـس با چند مثال عددی، توضیـح خود را تکمیـل
کنید.
صدور فرمان مشروطیت و برکناری عین الدوله از اقدامات کدام
پادشاه بود؟
ناصرالدین شاه مظفرالدین شاه
محمدعلی شاه احمدشاه

|
|