|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
متوسط بارندگی در ایران ۲۶۰ میلی متر است، یعنی بر هر مترمربع از خاک ایران ۲۶ سانتی متر در یک سال برف و باران می بارد. البته در چند سال گذشته در اغلب خشکی های نیمکره ی شمالی از بارش ها کاسته شده و به عنوان مثال در سال آبی گذشته_از مهر ۴۰۲ تا آخر شهریور ۴۰۳_ ۲۴۶ میلی متر بارندگی به جای ۲۶۰ میلی متر در ایران داشته ایم. هواشناسی میزان بارش در ایران را در سال آبی جاری _اول مهر ۴۰۳ تا آخر شهریور ۴۰۴ یعنی ۴۰ روز دیگر_ چهل درصد کمتر از پارسال برآورد کرده است.
مسئله: حساب کنید به طور متوسط چند میلی متر بارش در سال آبی جاری دریافت کرده ایم.

عکسی از ایستگاه باران سنجی
ایران در ۱۴۲۷ از نظر دکتر محمود سریع القلم
۱. در انتخابات مردم به احزاب رأی خواهند داد نه افراد؛
۲. در صادرات پتروشیمی ایران جزء پنج کشور اول جهان خواهد بود؛
۳.در جاده ها هر ۲۵ کیلومتر یک بخش استراحت وجود خواهد داشت؛
۴.شهروندان هرچندماه یک کتاب خواهند خواند؛
۵. شخصیت شهروندان با دانش آنها هم زمان رشد خواهد کرد؛
۶. نارسایی های محیط زیستی با آموزش و فن آوری روز حل خواهند شد؛
۷.به واسطهٔ حمل و نقل عمومی نیاز شهروندان به خرید خودرو کمتر خواهد شد؛
۸ یک سوم نمایندگان مجلس از بانوان خواهد بود؛
۹. حداقل بیست میلیون توریست از ایران بازدید خواهند کرد؛
۱۰. هیچ شهروندی در سواحل دریای خزر و خلیج فارس آشغال پرت نخواهد کرد؛
۱۱. چندین تلویزیون خصوصی با تلویزیون دولتی رقابت خواهند کرد؛
۱۲. شهروندان ۵۶ کشور مسلمان می توانند بدون ویزا به ایران سفر کنند؛
۱۳. اخلاق مدنی به طور چشمگیری در ایران رشد خواهد کرد؛
۱۴.ایرانیان صاحب قرارداد اجتماعی خواهند بود؛
۱۵. میانگین سن وزرای کشور بین ۴۰ تا ۴۵ سال خواهد بود؛
۱۶. تعداد دانشگاه هایی که مدرک دکتری می دهند به زیر بیست خواهد رسید؛
۱۷. نرخ مهاجرت به حداقل خواهد رسید؛
۱۸. نظام بانکی و مالی بین المللی شریک و رقیب نظام بانکی ایران خواهد بود؛
۱۹. روابط ایران با عموم همسایگان عادی و مسالمت آمیز خواهد بود؛
۲۰. شهروندان در رعایت آداب گفت وگو، قبول کردن تفاوت های فکری، و رعایت حریم فردی، در منطقه خاورمیانه زبانزد خواهند بود؛
۲۱. ایران قطب صنعت IT و ICT در خاورمیانه خواهد بود؛
۲۲. متخصصان و بنگاه های ایرانی نقش عمده ای در امور تجاری و اقتصادی کشورهای همسایه خواهند داشت؛
۲۳. شهروندان با گذرنامه خود حداقل به ۱۴۵ کشور بدون ویزا می توانند سفر کنند؛
۲۴. صادرات نفت و گاز ایران متوقف خواهد شد؛
۲۵. تصویر بیرونی از ایران علمی - فناوری، فرهنگی و مدنی خواهد شد؛
۲۶. مهندسین و متخصصان ایرانی به همراه تبعه ۳۵ کشور دیگر در تولید ایرباس مشارکت خواهند کرد؛
۲۷. رتبه اعتباری ایران در سرمایه گذاری به ؟؟ خواهد رسید؛
۲۸. و در نتیجه هنر، معماری ، ادبیات و فرهنگ ایران در دنیا مطرح خواهد بود؛
۲۹. درآمد سرانه به بالای بیست هزار دلار خواهد رسید؛
۳۰.و در نتیجه ، اعتماد ، صداقت ، همکاری مدنی، و راستگویی در کشور فراگیر، و نهاد خانواده پایدار خواهد شد
کشف دروازه ۱۲ متری شهر پارسه
حاصل ۱۲ سال کاوش مشترک دانشگاه های شیراز و بلونیا
دکتر علیرضا عسکری چاوردی، استاد باستانشناسی دانشگاه شیراز و مدیر پایگاه میراث جهانی تخت جمشید می گوید: طی ۱۲ سال کاوش و بررسی دانشگاههای شیراز و بلونیای ایتالیا، به کشفیاتی برای بازسازی شهر باستانی پارسه ی تخت جمشید دست یافتیم و ویرانههای دروازه ۱۲ متری این شهر زیبا و باشکوه نیز کشف شد.
تخت جمشید، عظمت تاریخ ایران است و با توجه به اینکه در هنگامی که ایران در اوج شکوه و عظمت خود قرار داشته، در قلب تمدن پارس می درخشیده است، برای ما اهمیت تاریخی بسیاری دارد. در آن سال ها مرزهای ایران از سویی به دره سند و ایندوس و از سوی دیگر تا رود دانوب میرسیده، همه بخشهای مهم آفریقا و عربستان در قلمرو حاکمیت ایران قرار داشته و پیوندهای خویشاوندی که در خاورمیانه میبینیم همه محصول دوره هخامنشی است و در حقیقت می توان گفت تخت جمشید محصول و میراث خاورمیانه است و در این میراث جهانی همه هنرهای این منطقه دیده میشود.

شیرازه هنرهای تمدنهای پیش از هخامنشی ، در تخت جمشید به یکدیگر گره خورده و الگویی ساخته که تا امروز نیز در قلب سرزمین ایران ماندگار است.
در سویی از شیراز، شهر دو هزار ساله ی "انشان" کشف شده، در سویی تخت جمشید، در جنوب غرب بیشاپور کازرون، در فیروزآباد شهر گور پایتخت ساسانیان و در جنوب شرق نیز دارابگرد قرار دارد که همه نشان میدهند، شیراز محصول همه این تمدن ها است.
او می گوید: در بخش تاریخ و باستان شناسی دانشگاه شیراز تلاش کردیم پروژههای مطالعاتی را با همین رویکرد محور تخت جمشید به شوش انجام دهیم، محوری که اهمیت بالایی دارد و در همه الواحی که در تخت جمشید به دست آمده نیز به ۳۶ شهر در این مسیر اشاره شده است. در الواحی که اخیرا نیز همراه با رییس جمهور از دانشگاه شیکاگو به موزه ملی کشور بازگشت، به این شهرهای باستانیِ محور تخت جمشید تا شوش اشاره شده است.
کشف دروازه ۱۲ متری شهر پارسه
حاصل ۱۲ سال کاوش مشترک دانشگاه شیراز و بلونیا
شهر پارسه یک شهر بزرگ پیرامون تختگاه امروزی تخت جمشید است که این شهر دارای برج و بارو بوده و در همه الواح کشف شده از تخت جمشید نیز از آن به عنوان شهر نام برده شده است. اما این شهر، پردیس و به شکل یک باغشهر بزرگ بوده است و شاید شیراز میراث شهر باستانی پارسه است که چنین الگوهای شهری در دل آن نیز تداوم یافته است.
در پروژه باستانشناسی مشترک ایران و ایتالیا، ویرانه های شهر پارسه که امروز در این اراضی کشاورزی میشود را شناسایی کردیم و در جایی خیلی مهم که برای ما قابل پیش بینی نبود دروازه شهر شناسایی شد. کشف دروازه شهر پارسه، کشف بسیار مهمی است.
در سراسر شهر پارسه، دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاههای شیراز و بلونیا به صورت مشترک با سرپرستی من و پروفسور پی یر فرانچسکو کالیاری همکاری کردند تا موفق شوند پلان این شهر باستانی را بازسازی کنند. در این مسیر همه زمین ها، اسکن ژئوفیزیک شده و هرجا که از این آنومالی های ژئوفیزیک مشاهده شد مورد کاوش قرار گرفت.

اکنون میدانیم که پارسه باغشهری بوده که از سیستم های آبیاری و ویلاها و باغ ها برخوردار بوده است؛ نه تنها تختگاه تخت جمشید بلکه مجموعه شهر پارسه الگوی شهری پردیس را داشته است.
در این کاوشها، حجم گستردهای از اطلاعات اشیای تاریخی به دست آمد و در جایی که فکر نمیکردیم اشیا و نشانههایی کشف شد که نشان میدهد کارگاه ساخت هر چه که برای بنای تختگاه تخت جمشید لازم بوده در شهر پارسه وجود داشته است.
او در باره ی دروازه ی شهر پارسه می گوید: درست است که امروز ما ویرانههای آن را به دست آوردهایم اما با بازسازی پلان آن، میدانیم که دروازه شهر پارسه در حدود ۳۰ در ۴۰ متر ابعاد و ۱۲ متر ارتفاع داشته است و بنایی مزین و رنگین بوده است.

در کاوشهای ۱۲ سال اخیر شهر پارسه متوجه تعداد زیادی محوطه باستانی شامل ساختمانهای دوره هخامنشی شدیم؛ به همین دلیل است که همواره بر حریم درجه یک تخت جمشید و ضرورت حفاظت از آن تاکید کردهایم.
به نقل از ایرنا
سواد دموکراسی می آورد. باورتان می شود؟! این گزاره ساده و عجیب حاصل ده سال پژوهش ژوزف هنریچ انسان شناس بلندآوازه دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور است.
قصه روشن است. بی سوادی سیستمی ، ناکارآمدی و نادانی سیستمی می زاید و این سیستم ها هم برای حفظ قدرت چاره ای جز خودکامگی و استبداد و زورگویی ندارند. همچنین این سیستم ها به دلیل ناکارِآمدی و نادانی، نظام آموزشی را هم ناکارآمد می کنند و موجب گسترش بی سوادی همگانی می شوند. برآیند این وضعیت تقویت و بازتولید خودکامگی و استبداد است.
مشکل اصلی کجاست؟ این هم روشن است. ساختار شناختی و مغزی انسان بی سواد فاقد ذهن تحلیلی و انتقادی است و نمی تواند پیچیدگی ها را تجزیه و تحلیل نماید.
پرسش هنریچ معمای جهان امروز است:
جوامع غربی دموکراتیک چگونه از دولت های پیشامدرن به دولت های مدرن دموکراتیک رسیدند اما سایر کشورها نرسیدند؟
این معمای بزرگ را بسیاری از محققان و متفکران بزرگ کاویده اند، اما پاسخ هنریچ کاملا متفاوت از بقیه است.
هنریچ نشان می دهد جوامع دموکراتیک از سال ۵۰۰ میلادی تحولات شان را آغاز کردند و نه از رنسانس در پانصد سال پیش.
همچنین هنریچ نشان می دهد دولت ها و سامان سیاسی دموکراتیک حاصل دو تحول ساختاری است:
1) ظهور سواد همگانی؛
۲) تحول نهاد خویشاوندی.
بحث تحول نهاد خویشاوندی را که از هزار و پانصد سال پیش آغاز شد فعلا کنار می گذارم و جدا بیان می کنم. اما بحث سواد و دموکراسی را مختصر می گویم. البته کتاب او ۸۷۸ صفحه است و فقط نتیجه اش را می گویم.
اروپا از قرن شانزدهم سوادآموزی همگانی را آغاز کرد و تا ۱۹۵۰ تمام جمعیت باسواد شدند. به قول هنریچ : «در قرن شانزدهم مهارت خواندن و نوشتن همچون آتش به پنبه زار اروپا افتاد » .
هنریچ در دیباچه اش می نویسد سوادآموزی همگانی مغز انسان را تغییر داد و باعث شد « مداربندی های عصبی آن از نو سیم پیچی شد » و « لُب پیشانی به ویژه در ناحیه بروکا که نقش مهمی در تکلم دارد تغییر کرد» و در نتیجه این تغییر : « پردازش گفتار و تفکر درباره اذهان دیگران » هم متحول شد.
« خواندن » حتی بیش از نوشتن نقش مهمی در این تحول داشت. خوانایی و نویسایی قلمرو واژگانی ما را گسترش می دهد، تفکر مفهومی و انتزاعی را ایجاد می کند، باعث ذخیره و انباشت تجربه ها و دانش ها می شود، شیوه تفکر تحلیلی و انتقادی را جایگزین شیوه تفکر کلی می سازد، درک همدلانه را تقویت می کند، موجب تقویت تفکر مستقل می گردد، و شکل تازه ای از تعاملات اجتماعی را می آفریند.
هنریچ اینها را نشان می دهد و بیان می کند که اینها لازمه دموکراسی اند. میزان پیشرفت دموکراسی تابعی از میزان خوانایی و نویسایی مردم هر جامعه است.

در کتابم « الفبای زندگی» همین قصه را درباره بحران دموکراسی در ایران شرح داده ام. می دانم باسواد کردن ۲۱ میلیون نفر جمعیت بی سواد کنونی کار ساده ای نیست.
سخت تر از آن میلیون ها نفری هستند که دیپلم و حتی مدرک دانشگاهی دارند اما خوانا و نویسا نیستند.
در « الفبای زندگی » نشان داده ام محتاج مدرسه ایم اما مدرسه ای با کیفیت که بتواند انسان توانمند خوانا و نویسا تربیت کند. این راه تحقق دموکراسی در ایران است. اگرچه این راهی نیست و نباشد که یک شبه طی شود.
دکتر نعمت الله فاضلی
سی فرآیندی که به وفاق ملی میانجامد/دکتر محمود سریع القلم
نرخ تورم تک رقمی است؛
چون نرخ تورم تک رقمی است، نیازی به دروغگویی نیست و راستگویی ستونِ اصلی وفاق است؛
در انتخابات، مردم به احزاب و برنامۀ آنها رای می دهند و نه به افراد؛
عامۀ مردم از هویتی شفاف، اولویت بندی شده و مورد اجماع برخوردارند؛
اکثریتِ مطلقِ رسانهها، غیردولتی هستند؛
گروهها و احزاب سیاسی در مسائل کلان فلسفی اجماع دارند و اختلاف آنها صرفاً در سیاست گذاری ها است؛
رسانهها درعلنی کردن فساد مالی از مراجع قضایی پیشروتر هستند؛
مردم با اعتقاد وعلاقه قوانین را رعایت میکنند؛
شهروندان برای سفر به خارج، چندان نیازی به ویزا ندارند؛
ثبات شاخصهای اقتصادی، شهروندان را تک شخصیتی و علاقه مند به همکاری کرده است؛
شهروندان به کار و فعالیت خود متکی هستند و نه رانت اقتصادی و سیاسی؛
زنانِ متخصص در کنارِ مردان متخصص، جزیی از تصمیم سازان کشور هستند؛
مدیران و مجریان به کشور تعهد دارند و نه فقط به افراد؛
بخش خصوصی حداقل هشتاد درصد تولید و خدمات را در اختیار دارد؛
حکومت و عامۀ مردم، سرمایه داری و اقتصاد رقابتی را پذیرفتهاند و به قواعد آنها پایبندند؛
هر اقدامی در سیاست خارجی، فایدۀ اقتصادی برای کشور دارد؛
به موجب حساسیت به اعتبار ملی، بخش خصوصی کالاهای با کیفیت صادر میکند؛
شهروندان با حوصله، صبر، محبت و احترام به دیگران رانندگی میکنند؛
آنقدر پول ملی ثبات دارد، کسی به انباشت طلا و ارز فکر نمیکند؛
اگر مجریان اشتباه کنند، حداقل عذرخواهی و عموماً استعفا میدهند؛
احترام و تصویرِ مثبتِ کشور در جامعۀ جهانی برای حکمرانان حیاتی است؛
حسِ هم نوع دوستی میانِ مردم بسیار فراگیر است؛
آنقدر شهروندان تعلق به وطن دارند که قبل ازموعد، مالیات خود را پرداخت میکنند؛
به ندرت فردی یا خانوادهای به فکر مهاجرت میافتد؛
بالاترین مصونیت را خبرنگارانی دارند که fact عرضه میکنند؛
دولت، صرفاً نهادی برای خوب زندگی کردن و پول جمع کردن مجریان نیست؛
در تعامل با همسایگان، اساس بر اعتماد، حذف ویزا و تبادل گستردۀ کالا و خدمات است؛
تفکیکِ قوا به معنای حقوقی و سیاسی آن تحقق یافته است؛
تسهیل سرمایه گذاری خارجی و مناسباتِ شفافِ مالی مورد اجماعِ همه دولتهایی است که به قدرت می رسند؛
به واسطۀ تک رقمی بودن نرخِ تورم، شهروندان نگرانِ آینده نیستند
در دوران حکومت قاجار زمانی که نیروی دریایی ایران در خلیجفارس تضعیف شد شیخنشینهای حاشیه جنوبی این دریا که در آن زمان سکونت گاههای ساده و ابتدایی داشتند از ضعف حکومت ایران بهرهبرداری کرده و برخی از جزایر غیرمسکونی ایران را برای پهلوگیری قایقهای صیادی و سایر امور مورد استفاده قرار دادند. در این میان جزایر آریانا و زرکوه که بهطور کامل متعلق به ایران بودند توسط شیخنشینهای امارات از جمله شارجه مورد استفاده قرار گرفتند. با حضور نیروی دریایی بریتانیا در خلیجفارس و انعقاد پیمانهای مختلف با شیخنشینهای منطقه این نواحی تحت حمایت بریتانیا درآمدند.
این حمایتها موجب شد در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم جزایر مذکور به همراه جزایر سهگانه بهتدریج تحت کنترل انگلستان قرار گیرند. پس از خروج بریتانیا از خلیجفارس و بازگشت ایران به حاکمیت بر جزایر سهگانه در سال ۱۳۵۰، به دلیل غیرمسکونی بودن جزایر آریانا و زرکوه این مناطق از سوی حکومت ایران چندان مورد توجه قرار نگرفت. همین بیتوجهی امارات متحده عربی را جسورتر کرد تا به بهرهبرداری بیشتر از این جزایر بپردازد. این جزایر از جهات مختلفی واجد اهمیت محسوب میشوند.
جزیره آریانا که مساحتی حدود ۱۲ کیلومتر مربع دارد، سواحل زیبا و شنهای سفید رنگی دارد. به دلیل طبیعت منحصربهفرد و گونههای جانوری نادر این جزیره در سال ۲۰۱۲ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. از نظر جغرافیایی این جزیره در جنوب خلیجفارس واقع شده و حدود ۸۰ کیلومتر از جزیره سیری و همین مقدار از ابوظبی فاصله دارد. امارات برای این جزیره نام جعلی «صیر ابو نعیر» را انتخاب کرده است.
جزیره زرکوه نیز با مساحت هشت کیلومترمربع دارای منابع نفتی بسیار غنی است و روزانه حدود ۵۵۰ هزار بشکه نفت از آبهای اطراف آن استخراج میشود.تاسیسات نفتی عظیمی متعلق به شیخنشین ابوظبی در این جزیره اشغالی مستقر است. این جزیره از نظر جغرافیایی در آبهای بین دوحه و ابوظبی واقع شده و فاصله آن تا ابوظبی ۱۴۰ کیلومتر بوده و حدود ۸۰ کیلومتر از خاک امارات فاصله دارد.

تمامی اسناد و نقشههای تاریخی نشان میدهند که این دو جزیره همواره بخشی از سرزمین ایران بودهاند و امارات متحده عربی هیچگونه سند حقوقی معتبری برای اثبات مالکیت بر آنها ندارد. در سالهای اخیر وزارت امور خارجه ایران بارها اعتراض خود را نسبت به اشغال این جزایر توسط امارات در مجامع بینالمللی مطرح کرده است. با این وجود تاکنون هیچ اقدامی از سوی این نهادها برای احقاق حق ایران صورت نگرفته است.
با توجه به مواضع خصمانه اخیر امارات و همپیمانی این کشور با رژیم اسرائیل به نظر میرسد باید از هرگونه مدارا و مصلحتجویی در قبال اراضی اشغالشده ایران صرفنظر کرد و دو جزیره را دوباره به حاکمیت ایران برگرداند
آیین بزرگداشت «عبدالمجید ارفعی» مترجم منشور کوروش و گل نبشتههای هخامنشی، با عنوان «هزار نامه خوان» در خانه هنرمندان برگزار شد.
عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبانهای باستانی اکدی و ایلامی و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی و از مهمترین کتیبهخوانهای ایران است. این فرهیخته فرهنگی برخی از لوحهای گلی تخت جمشید را ترجمه کرده است. ارفعی همچنین از دانش وسیعی درباره تاریخ فرهنگ میان رودان (بین النهرین باستانی) برخوردار است.

«سپاه بزرگ من به آرامی وارد شهر بابل شد، نگذاشت رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید... وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدساش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود. من بردهداری را برانداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی نیاندازد ... فرمان دادم همه نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جای خود بازگردانم... همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به سرزمینهای خود برگرداندم. خانههای ویران آنان را آباد کردم... بیگمان در آرزوهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»
استان سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرق ایران از چنان تنوع جغرافیایی و آب و هوایی برخوردار است که در نقشه های هوایی بلندی های کوهها، پستی دشتها و نیز آبگیرها و دریا در آن نمودی رنگارنگ ایجاد کرده است.

موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی، علاوه بر این که سیستان و بلوچستان را به یک استان چهار فصل تبدیل کرده، در عین حال چهرهای مخاطره آمیز نیز به آن بخشیده است.
شمال سیستان و بلوچستان در ادوار قدیم به دلیل وفور نعمت و وجود تالاب بین المللی هامون، به انبار غله ی ایران معروف بوده اما هماینک پس از گذر سالها این دریاچه به بستری برای بروز پدیده وحشتناک توفان شن تبدیل شده است.

مخاطره ی اصلی نواحی مرکزی سیستان و بلوچستان سیلابهای ویران کنندهای است که بیشتر در فصول سرد چهره خود را نمایان میکند و چنان شدتی دارد که هر آنچه در مسیر آن باشد لابه لای پیکر گل آلود خود محو میکند.
از عمده فجایع این سیلابها، آسیب به مسیرهای عبور مرور و ویران کردن روستاهای در حاشیه آبراههاست که در فروردین امسال نیز شاهد ویرانی های آن و خسارات جانی و مالی هولناک آن بودیم!

در جنوب سیستان و بلوچستان در منطقه چابهار و مکران، دروازه ورود ایران به اقیانوسهای جهان یعنی دریای عمان قرار گرفته که در شرایط توفانی، این دریا سیمایی خشن از خود نشان میدهد و لنجهای بزرگ را همچون پر کاهی به اطراف پرتاب می کند!
توفانهای بزرگ یکی دیگر از مخاطرات دریایی محسوب میشود و از نمونههای آن میتوان به توفان آشوبا اشاره کرد که چندی قبل می رفت تا ساحل چابهار را در هم نوردد، اما خوشبختانه راهش را کج کرد!

زلزله از دیگر بلایای طبیعی استان سیستان و بلوچستان است که به دلیل واقع شدن این استان در نزدیکی گسلها همواره شاهد وقوع زلزله های مختلف هستیم.
استان سیستان و بلوچستان با دارا بودن سیصد کیلومتر مرز دریایی از مستعدترین استانهای ایران است اما در آتش خیره سری و سفاهت مسئولان می سوزد!


قهرمانی جهان تیم والیبال دانش آموزی ایران
تیم والیبال دانش آموزی ایران با شکست آلمان به مقام قهرمانی جهان دست یافت و با هفت برد متوالی بر روی سکوی نخست دنیا جای گرفت!
مسابقات والیبال قهرمانی دانش آموزان جهان که با حضور 29 تیم در شهر بلگراد صربستان آغاز شده بود، یکشنبه نهم اردیبهشت با برد ایران در مقابل آلمان به پایان رسید.
تیم والیبال دانش آموزی ایران که با هدایت آرش صادقیانی سرمربی تیم ملی زیر 17 سال کشورمان در این رقابتها شرکت کرده است، در دیدار نهایی به مصاف آلمان رفت و با شکست سه بر صفر حریف قهرمان جهان شد.
والیبالیستهای دانش آموز ایران با امتیازهای 25 بر 21، 25 بر 18 و 26 بر 24 آلمان را شکست دادند تا نماینده قاره اروپا به مقام نایب قهرمانی اکتفا کند.
تیم والیبال دانشآموزی ایران با هفت برد متوالی مقابل اوگاندا، آلمان، بلژیک، هلند، ایتالیا و تایوان، با رو در رو قرار گرفتن دوباره در مقابل آلمان در بازی پایانی، به کار خود در بلگراد پایان داد و قهرمان جهان شد.
این پیروزی را به سرمربی این تیم، کادر فنی، بازیکنان غیرتمند و همه ی دانش آموزان خونگرم ایرانی شادباش می گویم!
عبدالله موحد اسطوره کشتی ایران و جهان به منزل امامعلی حبیبی دیگر اسطوره کشتی ایران و جهان رفت و با او دیدار کرد.
حبیبی در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن مدال طلا گرفت و در مسابقات جهانی سالهای ۱۹۵۹، ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ موفق به کسب ۳ مدال طلای جهان برای کشتی آزاد ایران شد.
موحد نیز پس از حبیبی موفق به کسب ۶ طلای جهان و المپیک در ۶ سال متوالی شد. موحد در المپیک ۱۹۶۸ به مدال طلا رسید و در سال های ۱۹۶۵، ۱۹۶۶، ۱۹۶۷، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ نیز در ۵ دوره متوالی به طلای جهان دست یافت

وقتی که توان بهره برداری از ثروت های خود را نداریم!
بعد از جنگ جهانی دوم اهمیت حیاتی «نفت خاورمیانه» آشکار شد.
تولید نفت خاورمیـانـه تا آن زمـان تنهـا %3.8 کل تـولیـد نفـت جهانـی
را تشکیل می داد. در سال 1945 بنا به یک برآورد گفته شد که %42
ذخایر نفت جهان در خاورمیانه است. این رقم در 1954 به %64 رسید.
در سال 1945 میـلادی (1324 خورشیـدی) ایـران به تنهـایی بیش از
تمامـی کشورهـای عربـی نفت تولیـد مـی کـرد؛ مثلا" در سـال 1330
حدود 30 میلیـون تُن از جمـع 637 میلیون تن نفـت جهـان را تـولید کـرد
امــا در ازای هـر بشـکـه نفـت تنهـا 8 سنـت دریافـت می کرد. در همان
زمان بـحریـن به ازای هر بشکه 35 سنت، عربستـان 56 سنت و عـراق
60 سنـت برای هـر بشکه نـفـت دریـافت می کردنـد. شرکـت های
نفتـی آمریکایـی در همـان سـالهـا تـسهـیـم سـود بـر مبـنـای %50 را
بـا عربستان و ونزوئلا امضا کردند؛ اما وقتی ایـران، خواهان تجدیـد نظـر
در میزان حق امتیاز شـد شرکـت نـفـت انگلیس که طرف قـرارداد ایران
برای کشف و استخراج نـفـت بود 8 سنـت در هر بـشکه را فقـط به 12
سنـت افـزایش داد!
جان فوران / تاریخ تحولات اجتماعی ایران

John Foran

«خرمشهر» را خدا آزاد کرد؛ «ایران» را هم خدا آزاد خواهد کرد،
باز هم به دست مردم!

با خرید کالای غیر ایرانی، تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران
را سبب می شوید!

قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایـران در قاره ی کهن را به کادر
فنی و سرمربی محترم این تیم «غلامرضا محمدی»، و به حسن
یزدانی،کامران قاسم پور،علی شعبانی،علیرضا سرلک،مصطفی
حسیـن خانـی، علی سوادکـوهی، امیـن طـاهری و بـه همـه ی
خوانندگان عزیز این صفحه شادباش می گویم!
102 کنشگر سیاسی و مدنی از داخل ایران در نامه ی سرگشادهای
به شورای امنیت سازمان ملل متحد خواستار حمـایت از «همهپرسی
خشونتپرهیز» در ایران شدند.
آنان در آغاز نامـه، خود را «جنبـش همبستگـی ملـی برای دستیابـی
به یک قانـون اساسی سکولار دمـوکراتیک در ایـران» معرفی کرده و در
ادامه گفتـهاند: همسـو با میلیونها شهرونــد دیگر ایـــرانی، از اعضـای
شورای امنیت سازمـان ملـل انتظار داریـم، از خواست و اراده ی اکثریت
قریب به اتفاق مردم ایـران برای گذار خشونـت پرهیز از حکومت فاسد و
دزدسالار کنونی و قانون اساسیاش حمایت کند.
آنها برای رسیدن به این هدف، همهپرسی ملی را پیشنهاد کردهاند.
و در این راستا به برچیده شدن نظام آپارتـاید آفریقـای جنوبی در دهه ی
1990 و همه پرسی گذار سال 1978 شیلی اشاره کرده اند که سازمان
ملل در هر دوی این موارد نقش برجسته ای ایفا کرده است.
صد سال بعد از ظهور در عرصه ی سیاست ایران و علیرغم 42 سال
جعل مستمر تاریخ و دروغگویی برای بی ارزش کردن اقدامات او در راه
احیای کشور، نه تنها از اقبال عمومی به جایگاه و نقش رضاشاه در
نجات ایران کاسته نشده، بلکه روز به روز بر آن افزوده می شود.
مخالفان، او را کودتاچی، دیکتاتور و گماشته ی خارجی میخوانند و
به قیمت سرافکنده کردن بیشتر خود در پیشگاه تاریخ، تا جایی پیش
میروند که حتی ایجاد ارتش نوین ایران را نیز به اقدامات تجددطلبانه ی
قجرها نسبت می دهند، و نه به فکر روشن و همت والای وی.
رضاشاه، شاهزاده نبود ولی با ارادهای محکم و تکیه بر ارزشهای
فردی خود به مقام پادشاهی رسید، خانزاده هم نبود ولی در مسیر
ترقی از میرپنجی تا رسیدن به منصب سردار سپه، خان شد؛ رضاخان
سردار سپه!
در جایی که بیسوادی برای محمد، پیامبر مسلمانان، اعجاز است:
وَ مَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا
لَارْتَابَ الْمُبْطِلُون؛ و تو کتابی را پیش از این نمیخواندی و با دست
خود آن را نمىنوشتی؛ در غیر این حال باطلاندیشان قطعا" درباره ی
قرآن شک میکردند. (عنکبوت / 48)، نسبت دادن ساختگی بیسوادی
به رضاشاه، ترجیعبندی شده برای کوچک شمردن او!
در جایی که علی ابن ابی طالب، امام نخستین شیعیان به خاطر
زندگی غیر اشرافی نماد عدل معرفی میشود، رضاشاه را از آن جهت
که با سربازان خود، خورد و خوراک و زندگی یکسان داشت، با نیت
تحقیر، برخاسته از خانوادهای فقیر معرفی میکنند!

نشست مجلس مؤسسان در زمان رأی به انحلال سلطنت قاجار و آغاز پادشاهی پهلوی
او به اهمیت سه عنصر اصلی در رشد پایدار جامعه واقف بود: امنیت،
فناوری مدرن و ارتباطات. ایجاد ارتش نوین و مستقل ایران برای دفاع
از تمامیت کشور، تأسیس دانشگاه تهران و اعزام صدها دانشجو برای
تحصیل به خارج از کشور برای رسیدن به قافله ی علم روز، و ساخت راه
آهن سراسری، تأسیس بنادر در شمال و جنوب و ایجاد فرودگاه در
سراسر ایران گامهایی بود که رضاشاه برای تأمین هدفهای اصلی خود
برداشت.
خصیصهای که رضاشاه را از بسیاری رهبران سیاسی گذشته ی ایران
و همچنین شمار قابلی از رؤسای دولتهای خارجی متمایز میکند،
آمیزهای از خصلت ناب رهبری، همراه با قدرت مدیریت قاطع و خلاق در
او است. رضا شاه با ظرفیتهای بالقوه ی کشور خود آشنا بود و طی
کمتر از دو دهه، که در عمر یک ملت لحظهای گذرا است، به اهدافی
دست یافت که در ذهن هیچ یک از مردان سیاستمدار هم زمان او
نمیگنجید.
اراده ی خللناپذیر وی برای چیره شدن بر موانع را میتوان و باید به
خصلت رهبری در او نسبت داد و نگاه و نظر راهبردی او را برای رسیدن
به توسعه و تجدد، ناشی از تسلط و استعداد ذاتی او در مدیریت و
شیوه ی کشورداری دانست. جمع این دو خصلت کمتر در رییس یک
کشور دیده شده، چنانکه در پیشینه ی تاریخی ایران نیز این نمونهها
از شماره ی انگشتان دست فراتر نمیرود.
مخالفان مغرض و کینه توز وی بدون اشاره به وضعیت داخلی ایران
و شرایط پیرامون کشور در زمانی که رضاشاه قدرت را به دست گرفت،
او را به زورگویی و توسعه ی اختناق متهم میکنند و پاسخگو نیستند
به این پرسش که چگونه میتوان رهبری را به اختناق متهم کرد که
قصد نهایی او تعلیم و تربیت و دانش و رسیدن به اشراق و اشراف
همگانی است؟!
دعوت از روشنفکران به همکاری در راه عبور کشور از ورطه ی فقر و
جهل و عقبماندگی، و پشتیبانی خالصانه ی بسیاری از آنها از فراخوان
رضاشاه برای مدیریت جمعی، (مانند فروغی، حکمت، تیمورتاش، داور،
تقیزاده، مصدق، قوام ... و دهها رجل دیگر)، پاسخ روشن به جاعلان
تاریخ است، هر چند که او هرگز مدعی دموکراسی هم نبود!
صد سال پیش، ایران در مرحله ی فروپاشی داخلی قرار داشت،
قحطی بزرگ ایران (1296 تا 1298 خورشیدی)، بخش بزرگی از جمعیت
کشور را به کام مرگ برده بود، ارتش روسیه تا دروازههای تهران پیش
آمده بود و بریتانیا با کمک «پلیس جنوب» بر جنوب کشور مسلط بود.
کشورهای همسایه ی ایران نیز در وضعیت انتقالی قرار داشتند؛ روسیه
انقلاب اکتبر را پشت سر گذاشته بود و ترکیه سقوط امپراتوری عثمانی
را تجربه کرده بود؛ همسایگان غربی و جنوبی ایران یا مستعمره بودند و
یا در وضعیت قبیلهای زندگی میکردند.

رضاشاه در کنار ولیعهدش، پیش از کنارهگیری از سلطنت به نفع او در شهریور 1320
بعد از چند دهه وابستگی و تداوم نفوذ قدرتهای استعماری، رضاشاه
نخستین حکمران مستقل ملی در ایران بود که جز شکوفا کردن کشور
سودای دیگری نداشت. رضاشاه گماشته ی کسی نبود، شخصیت
خودساختهای بود که با اراده ی فردی بالا آمد و قدرتهای استعماری،
بخصوص بریتانیا، دل از کینه و دشمنی با او از زمان رسیدن به قدرت تا
لحظه ترک ایران با یک چمدان، خالی نکردند. حافظه ی تاریخی مردم
ایران در مورد رضاشاه به بیراهه نرفته است!
رضا تقی زاده
اگر میخواهید روز خود را زودتر شروع کنید، بهتر است به سراوان
بروید، چرا که شرقی ترین نقطه ی ایران در این شهرستان قرار دارد
و به همین دلیل هر روز صبح خورشید در ایران از سراوان می دمد!

شهرستان سراوان دارای طبیعتی دل انگیز و مصفّاست. دشتی در
کنار کوهستان و نخلستان های فراوان چهـره ای زیبا به سراوان داده
است.
نوجوانان خونگرم «بم پشت» در زمین بازی، با تـوپ و خاک سرگـرم شده انـد
تا ساعتی هم که شده از فقر و بی آبی و بازی های پلید انسان های حریص و
تنگ نظری که زندگی را برای خود و مرگ را برای آنان می خواهند، فارغ باشند!
|
|