|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |

خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
خودآگاهی انسانی یعنی: من یک انسانم؛جانشین خدا بر روی زمینم؛
از کرامـت برخوردارم؛ خداونـد مرا بر مـاه و خورشیـد و آب و بـاد و آتـش،بر
جماد و نبات و حیوان برتری داده و گفتـه: عالم را برای تو خلق کرده ام و
تـو را بـرای خودم، بـرای انـس گرفتـن با خودم، برای این که به اخلاق من
درآیی و مانند من بشوی.
خودآگاهی اجتماعـی یـعنـی: داشتـن شــور و شــوق به سـرنــوشـت
جامعه ی بشری؛ داشتـن تعهـد به آن؛ احساس مسئـولیـت در بـرابـر آن؛
یعنی آگاه بودن به زمـان و زمــانـه؛ خود را مسـافـری در کشتــی جامـعـه
پنـداشتــن و عضــو بـاشعــوری در کـاروان انسـان هـا دانستـن؛ یعنـی به
سـرنـوشت جامـعـه ی خویش فکر کردن و دل سوزاندن.
دکتر علی شریعتی
دوستان عزیز برای خواندن مطالب «انتخاب رشته» (اینجا) را کلیک کنید.
وقتی شما ۱۰۰ تومان پول دارید و تورم ۴۰ درصد است، یعنی در پایان سال باید شما ۱۴۰ تومان پول داشته باشید تا در وضعیت مالی مثل سال قبل باقی مانده باشید, وگرنه فقیرتر شده اید و قدرت خرید شما کمتر شده است.
فرض کنید شما یک کالا را امسال ۲۵ تومان می خرید پس می توانید با ۱۰۰ تومان چهار تا از آن کالا را بخرید. حال اگر یک سال بگذرد، با تورم %۴۰ برای خرید چهار تا از آن کالا باید ۱۴۰ تومان بپردازید یعنی هر عدد از آن کالا به جای ۲۵ تومان، ۳۵ تومان قیمت می خورد.
حال فرض کنید که شما همین ۱۰۰ تومان پول خود را در بانک با سود %۲۰ سپرده گذاری کنید. بدین ترتیب در پایان سال دارایی شما ۱۲۰ تومان می شود ولی با تورم ۴۰ درصدی، شما نه تنها سودی نکرده اید بلکه ۲۰ تومان هم از قدرت خرید شما کمتر شده و به جای اینکه شما نفع ببرید، بانک است که نفع می برد!

حساب کنید اگر تورم ۵ درصد باشد و شما ۷۰۰ تومان را در بانک سپرده گذاری کنید، چه سودی باید از بانک در سال دریافت کنید که در پایان سال ارزش دارایی شما حفظ شده باشد؟ در این صورت کل پول شما چند تومان شده است؟
روزنامه جوان در تحلیلی، حضور گسترده ی نوجوانان را در اعتراضات دی، به ضعف آموزش و پرورش در تربیت «سواد رسانهای» و واکسینه نکردن نسل جوان در برابر تأثیرات «زیست پلتفرمی» و شبکههای اجتماعی نسبت داد. این رسانه با اشاره به اینکه یکسوم بازداشتشدگان زیر ۱۸ سال بودهاند، نوشت که بخش قابل توجهی از «سیاهیلشکر» اغتشاشات از میان نوجوانان یارگیری شده است.
&&&
باید به روزنامه ی جوان بگوییم که اتفاقا همین سواد رسانه ای و برخورداری از اطلاعات و داده هاست که نسل نوجوان و جوان ایران را از شما بیزار کرده است. نوجوان و جوانی که نمی تواند یک کفش و لباس برای خودش بخرد، پول خرید بلیت یک کنسرت را ندارد، اجازه تماشای یک مسابقه ی فوتبال را در ورزشگاه و در میان هم سالان خود ندارد، نوجوان و جوانی که ریاکاری و دروغگویی را پیوسته در کلام مسئولان کشور می بیند و ریخت و پاش و حقوق های میلیاردی آنها را هم می بیند و با حقوق پدر خود مقایسه می کند، نوجوانی که می بیند در قانون اساسی کشورش، تعلیمات عمومی رایگان است، ولی باید در کلاس ۴۷ نفره بنشیند زیرا مثل بچه ی همسایه پدرش نمی تواند ۱۲۰ میلیون تومان شهریه ی مدرسه ی غیر دولتی را بدهد. جوانی که نمی تواند کار مناسبی پیدا کند تا تشکیل خانواده بدهد و پیوسته در حسرت جوانان همسال خود در کشورهای همسایه است، نوجوانی که پیوسته می شنود مشکلات به خاطر تحریم هاست ولی در همان حال حرام خواری و ریخت و پاش بزرگان! را می بیند، جوانی که هر روز در خبر می شنود میگو و خاویار و پسته و خرمای این کشور صادر می شود ولی خودش در تمام سال یک بار هم نمی تواند به آنها لب بزند، زیرا نازل آنها که در آن طرف خریداری ندارد به همان قیمت دلاری، در این طرف، عرضه می شود. نوجوانی که می بیند درآمد سرانه یک نفر در کشوری در همین نزدیکی، ده برابر اوست، جوانی که می بیند دو سال تحصیل در حوزه، چهار سال حساب می شود ولی خودش باید پدرش در بیاید تا لیسانسش را از دانشگاه بگیرد. نوجوانی که می بیند پدرش حتی نمی تواند یک خودروی دست دوم بخرد و باید در سرمای زمستان بر ترک موتور پدرش به مدرسه برسد، نوجوانی که می بیند تیم فوتبال محبوبش به خاطر اینکه نمی تواند حق پخش بگیرد هر بار شکست می خورد و داستان های تلخ زندگی اش را دوباره برایش تداعی می کند به جای آنکه با بردش در او روحیه ی تلاش ایجاد کند، حق دارد که اعتراض کند، ندارد؟!
این را به حساب نداشتن سواد رسانه ای نگذارید! او را ساده لوح و احمق فرض نکنید، این چه ربطی با فریب خوردگی دارد؟ چرا این پلتفرم ها خار چشم امثال شما هستند؟ چون به آن نوجوان و جوان آگاهی می دهد و دیگر کسی خزعبلات سیما و روزنامه هایی چون شما را دیگر نظر هم نمی کند، بله؟!
تحلیل هم اگر می خواهی بکنی درست تحلیل کن! انصاف داشته باش! برو ببین چند نفر از نمایندگان مجلس مجتمع آموزشی دارند، تحلیل کن چند شخص حقیقی عاشق تداوم تحریم، پول فروش نفت را در اروپا در حساب شخصی خود گذاشته اند، تحقیق کن که چرا نمایندگان نمی توانند حق پخش فوتبال را از صدا و سیما گرفته و به باشگاه ها بدهند، تحلیل کن که چرا قوه ی قضائیه به نوجوان و جوان معترض چنگ و دندان نشان می دهد ولی جنم دستگیر کردن سارقان یقه و عمامه سفید را ندارد، تحقیق کن که چرا وقتی دولت قیمت دلار را ۷۰ هزار تومان در بودجه در نظر می گیرد، نمایندگان مجلس چرا آن را ۱۳۰ هزار تومان می کنند و کمر خلق را با تورم بیشتر می شکنند، تحلیل هم اگر می خواهی بکنی، درست تحلیل کن!
روزنامه فرهیختگان نوشته:
در سال ۱۴۰۲ در لایحه بودجه هشتهزار میلیارد تومان برای صداوسیما درنظر گرفته شده بود که در همان سال، درآمدی که از پخش فوتبال دو تیم پرسپولیس و استقلال و آگهیهای تبلیغاتی قبل و بعد و بین نیمهها بهدست آورده، حدودا ۳۱ هزار میلیارد تومان بود، یعنی درآمد پخش فوتبال، چهار برابر بودجه ی این سازمان در آن سال بود!

با این همه مسئولان صداوسیما از بودجه ی خود، انتقاد داشتند و تلاش کردند در سال بعد، سهم بیشتری را بهخود اختصاص دهند. درنهایت در سال ۱۴۰۳ بودجه در نظر گرفته شده برای این سازمان ۲۴ هزار میلیارد تومان شد، یعنی بودجه صداوسیما یک باره سهبرابر سال قبلش شد و این افزایش سهبرابری بدون احتساب درآمدی است که صداوسیما از تبلیغات، بهویژه برای پوشش تبلیغات فوتبال بهدست میآورد.

بیاییم به سراغ درآمد تبلیغات صداوسیما از بازیهای دو تیم استقلال و پرسپولیس برویم: با ۷۶ بازی دو تیم در سال ۴۰۳ و نیم ساعت آگهی قبل و بعد و بین دو نیمه ی هر بازی که مجموعا حدود ۱۳۰ هزار ثانیه می شود صداوسیما در سال ۱۴۰۳ حداقل ۳۲ هزار میلیارد و حداکثر ۵۸ هزار میلیارد تومان از بازیهای پخش زنده استقلال و پرسپولیس درآمد داشته، یعنی بیش از دوبرابر بودجه دریافتی در آن سال!
این آمار و ارقام تنها با در نظر گرفتن بازیهای استقلال و پرسپولیس و بدون احتساب پخش بازیهای فوتبال خارجی، بازیهای تیم ملی، استانی و... است.
نکته قابلتوجه اینکه براساس قانون بودجه، درآمد حاصل از تبلیغات ناشی از پخش همه ی مسابقات ورزشی داخلی و خارجی در سال ۱۴۰۳ معادل ۵۰۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود یعنی حتی اگر بخواهیم ۳۲ هزار میلیارد را که درآمد حداقلی فقط از بازیهای پخش زنده استقلال و پرسپولیس است ملاک قرار دهیم، این درآمد تلویزیون ۶۴ برابر عددی است که در لایحه بودجه به عنوان درآمد تبلیغات همه رشتههای ورزشی قرار بود نصیب صدا و سیما در سال ۴۰۳ شود!

پا نوشت: به جای ۵۰۰ میلیارد تومان درآمد از پخش تبلیغات تلویزیونی برای همه ی مسابقات ورزشی داخلی و خارجی در سال ۴۰۳ که مجلس برای درآمدهای غیر بودجه ای صدا و سیما محاسبه کرده بود، ۶۴ برابر این درآمد را فقط از مسابقات فوتبالی پرسپولیس و استقلال به دست آورده است! آیا نمایندگان مجلس، از این آمارها بی اطلاع هستند یا خود را به خواب زده اند؟!
این در حالی است که صدا و سیما هیچ مبلغی از این درآمدها را به عنوان سهم باشگاه ها به این دو تیم پرداخت نمی کند و نمایندگان مجلس هم غیرت جلوگیری از قانون شکنی های صدا و سیما و اجرای یک عرف شناخته شده در فوتبال کشورها را ندارند!
اگر ۲۰ میلیون نفر جهانگرد در یک سال وارد ایران شود و هر یک برای اسکان، جا به جایی، بازدید از موزه ها، تورهای گردشگری و خوراک ۲ هزار دلار خرج کند، سالانه چقدر از گردشگری و سیر و سیاحت این عده، درآمد عاید کشور می شود؟
بودجه آموزش و پرورش کل کشور در سال جاری(۱۴۰۴) ۴۷۵ هزار میلیارد تومان است. آیا می توانید بگویید با دلار صد هزار تومانی، بودجه آموزش و پرورش امسال چند دلار می شود؟
رقم حاصل از گردشگری، چند برابر بودجه سالانه آموزش و پرورش کل کشور می شود؟
عکس هوایی از جزیره کیش

سروش رجحانپور دانش آموز پایه نهم مدال طلای جهانی المپیاد ریاضی آمریکا و کسری شیرانی دانش آموز پایه هفتم مدال نقره را کسب کردند، هر دو عزیز از دبیرستان دوره اول شهید بهشتی یک، ناحیه چهار اهواز در این رقابت شرکت کردند.
سروش رجحان پور مهرماه امسال نیز موفق به کسب مدال طلای جهانی در المپیاد ریاضی آسیا در کشور سنگاپور شد.
المپیادهای ریاضی یکی از مهمترین مسابقات علمی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا تواناییهای خود را در حل مسایل پیچیده ی ریاضی به کار بگیرند.
المپیاد ریاضی سنگاپور (SINGA) یکی از معتبرترین رقابتهای بینالمللی در این زمینه است که هر ساله دانشآموزان بااستعداد از سراسر جهان در آن شرکت میکنند.
المپیاد ریاضی آمریکا (Purple Comet) نیز یک آزمون بین المللی است که به صورت تیمی و رقابتی در گروه های 2 تا 6 نفره برگزار می شود. این آزمون در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و دوم طراحی شده که از سال 2006 (1385) هر سال در سراسر کشورهای جهان برگزار می شود و برگزیدگان از ایالات متحده مدرک دریافت می کنند.
موفقیت عزیزان خونگرم خوزستانی را در این آزمون ها به خودشان،
خانواده های بزرگوارشان
و به همه ی جامعه ی دانش آموزی ایران
شادباش می گویم!
متوسط بارندگی در ایران ۲۶۰ میلی متر است، یعنی بر هر مترمربع از خاک ایران ۲۶ سانتی متر در یک سال برف و باران می بارد. البته در چند سال گذشته در اغلب خشکی های نیمکره ی شمالی از بارش ها کاسته شده و به عنوان مثال در سال آبی گذشته_از مهر ۴۰۲ تا آخر شهریور ۴۰۳_ ۲۴۶ میلی متر بارندگی به جای ۲۶۰ میلی متر در ایران داشته ایم. هواشناسی میزان بارش در ایران را در سال آبی جاری _اول مهر ۴۰۳ تا آخر شهریور ۴۰۴ یعنی ۴۰ روز دیگر_ چهل درصد کمتر از پارسال برآورد کرده است.
مسئله: حساب کنید به طور متوسط چند میلی متر بارش در سال آبی جاری دریافت کرده ایم.

عکسی از ایستگاه باران سنجی
در مورد میزان هدررفت آب به دلیل فرسودگی شبکه انتقال آمارها متفاوت و بعضا متضاد است. آنچه در رابطه با آن قطعیت وجود دارد این است که میزان هدررفت از شبکه انتقال آب در کشور و بهویژه شهر تهران قابل توجه بوده و در بهترین شرایط از 30 درصد بیشتر است.
با توجه به مطلب بالا که در نشریات و رسانه ها و از جمله در شورای شهر تهران بر آن تاکید می شود، میزان هدر رفت آب تهران قبل از رسیدن به خانه ها، ۳۰ درصد است. البته این نشت و هدر رفت در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که علت آن فرسودگی لوله ها و نشست زمین است.

مسئله: مسئولان سازمان آب مصرف هر شهروند تهرانی را ۲۰۰ لیتر در شبانهروز اعلام می کنند که در مقایسه با استاندارد ۱۳۰ لیتر، بسیار زیاد می باشد.
با جدول تناسب مقداری از این ۲۰۰ لیتر را که قبل از رسیدن به ما تلف می شود ولی مصرف آن به پای ما نوشته می شود را حساب بکنید.
سپس حساب کنید مصرف واقعی هر تهرانی با استاندارد ۱۳۰ لیتر چقدر فاصله دارد؟

گرتا تونبرگ فعال اجتماعی بیست و دو ساله ی سوئدی در پاسخ به ترامپ، که او را «زن جوان عصبانی» توصیف کرده و به او پیشنهاد داده بود «در یک دوره مدیریت خشم شرکت کند» گفت:
«من واقعا فکر میکنم دنیا به زنان جوان عصبانی بیشتری نیاز دارد، مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که الان میافتد.»
ایران در ۱۴۲۷ از نظر دکتر محمود سریع القلم
۱. در انتخابات مردم به احزاب رأی خواهند داد نه افراد؛
۲. در صادرات پتروشیمی ایران جزء پنج کشور اول جهان خواهد بود؛
۳.در جاده ها هر ۲۵ کیلومتر یک بخش استراحت وجود خواهد داشت؛
۴.شهروندان هرچندماه یک کتاب خواهند خواند؛
۵. شخصیت شهروندان با دانش آنها هم زمان رشد خواهد کرد؛
۶. نارسایی های محیط زیستی با آموزش و فن آوری روز حل خواهند شد؛
۷.به واسطهٔ حمل و نقل عمومی نیاز شهروندان به خرید خودرو کمتر خواهد شد؛
۸ یک سوم نمایندگان مجلس از بانوان خواهد بود؛
۹. حداقل بیست میلیون توریست از ایران بازدید خواهند کرد؛
۱۰. هیچ شهروندی در سواحل دریای خزر و خلیج فارس آشغال پرت نخواهد کرد؛
۱۱. چندین تلویزیون خصوصی با تلویزیون دولتی رقابت خواهند کرد؛
۱۲. شهروندان ۵۶ کشور مسلمان می توانند بدون ویزا به ایران سفر کنند؛
۱۳. اخلاق مدنی به طور چشمگیری در ایران رشد خواهد کرد؛
۱۴.ایرانیان صاحب قرارداد اجتماعی خواهند بود؛
۱۵. میانگین سن وزرای کشور بین ۴۰ تا ۴۵ سال خواهد بود؛
۱۶. تعداد دانشگاه هایی که مدرک دکتری می دهند به زیر بیست خواهد رسید؛
۱۷. نرخ مهاجرت به حداقل خواهد رسید؛
۱۸. نظام بانکی و مالی بین المللی شریک و رقیب نظام بانکی ایران خواهد بود؛
۱۹. روابط ایران با عموم همسایگان عادی و مسالمت آمیز خواهد بود؛
۲۰. شهروندان در رعایت آداب گفت وگو، قبول کردن تفاوت های فکری، و رعایت حریم فردی، در منطقه خاورمیانه زبانزد خواهند بود؛
۲۱. ایران قطب صنعت IT و ICT در خاورمیانه خواهد بود؛
۲۲. متخصصان و بنگاه های ایرانی نقش عمده ای در امور تجاری و اقتصادی کشورهای همسایه خواهند داشت؛
۲۳. شهروندان با گذرنامه خود حداقل به ۱۴۵ کشور بدون ویزا می توانند سفر کنند؛
۲۴. صادرات نفت و گاز ایران متوقف خواهد شد؛
۲۵. تصویر بیرونی از ایران علمی - فناوری، فرهنگی و مدنی خواهد شد؛
۲۶. مهندسین و متخصصان ایرانی به همراه تبعه ۳۵ کشور دیگر در تولید ایرباس مشارکت خواهند کرد؛
۲۷. رتبه اعتباری ایران در سرمایه گذاری به ؟؟ خواهد رسید؛
۲۸. و در نتیجه هنر، معماری ، ادبیات و فرهنگ ایران در دنیا مطرح خواهد بود؛
۲۹. درآمد سرانه به بالای بیست هزار دلار خواهد رسید؛
۳۰.و در نتیجه ، اعتماد ، صداقت ، همکاری مدنی، و راستگویی در کشور فراگیر، و نهاد خانواده پایدار خواهد شد
بسیاری از معلمان سوئدی با آغاز سال تحصیلی تازه از کودکان میخواهند تا با محدود کردن زمان استفاده از رایانک( تبلت)، تحقیق آنلاین و تمرین با صفحه کلید رایانه، کتاب چاپی بیشتری بخوانند و با مداد و قلم بر روی دفترهای کاغذی مشق بنویسند.
لوتا ادهولم، وزیر مدارس سوئد، یکی از بزرگترین منتقدان غلبه همه جانبه ی فناوری در آموزش و پرورش است. او یک ماه پیش با صدور بیانیهای اعلام کرد که دولت قصد دارد یادگیری دیجیتال و استفاده از دستگاه های دیجیتال را برای کودکان زیر شش سال، لغو کند.

یک ارزیابی بینالمللی از سطح توانایی خواندن دانشآموزان کلاس چهارم نشان میدهد که با وجود بالاتر بودن رتبه ی کودکان سوئدی نسبت به میانگین اروپا، توانایی خواندن آنها در سال ۲۰۲۱ نسبت به سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است.
البته برخی کارشناسان آموزش، کاستی های یادگیری دوران همهگیری ویروس کرونا و تعداد فزاینده دانش آموزان مهاجری را که سوئدی زبان مادری آنها نیست، از جمله دلایل این افت مطرح میکنند اما کم نیستند کارشناسانی که به این باور رسیدهاند که استفاده بیش از حد از صفحه نمایش دیجیتالی موجب افت تحصیلی دانشآموزان شده است.

در همین حال، نتایج یک بررسی دانشگاهی که توسط موسسه کارولینسکا (karolinska) انجام شده نیز، بر کسب دانش از طریق کتابهای درسی چاپی و کارگشا بودن تخصص معلمان تاکید می کند!
یونسکو نیز به کشورهای جهان توصیه کرده است که فناوری در آموزش باید به گونهای پیادهسازی شود که هرگز جایگزین آموزش حضوری و تحت رهبری معلمان نشود.

البته کارشناسانی هم هستند که نسبت به لزوم محدودسازی آموزش دیجیتال متقاعد نشدهاند. به عنوان نمونه، نیل سلوین، استاد آموزش در دانشگاه موناش در ملبورن استرالیا، معتقد است که انتقاد از تبعات فناوری «یک حرکت محبوب در میان سیاستمداران محافظهکار» است.
در هر صورت دولت سوئد تصمیم گرفته که سالانه ۵۰۰ میلیون کرون (۴۲ میلیون یورو) برای افزایش چاپ کتابهای درسی هزینه کند تا بچه های دبستانی با استفاده از آنها درس بخوانند.

رفت بشار و هنوز آکنده از کین است غرب
باز مشغول ستم بر شام خونین است غرب
دیکتاتور سرنگون شد، پس چه میخواهد دگر؟
در ستیز اکنون چرا با خلق مسکین است غرب؟
گفت خواهد شد پس از بشار، اینجا چون بهشت
شد جهنم! بر کدامین عهد و آیین است غرب؟
حملهور شد گرچه اسراییل در ظاهر به شام
منشأ این غده ی بدخیم و چرکین است غرب
نقشه شومی به سر، از نیل دارد تا فرات
پس به غرب آسیا مشغول تمرین است غرب
گر چو قذافی ز اسب افتاد بشارالاسد ای عرب!
شادی مکن، زیرا که بر زین است غرب
بردی از خاطر چه ارزان شاه ایران را فروخت؟
فکر کردی روز سختی با سلاطین است غرب؟
هم تو خواهی دید با تکفیریانشای دمشق!
هم تو میبینی کییف! همدست پوتین است غرب
ترکتازی کم کن اردوغان! در این ویرانهها
چون که فردا بر سرت آوار سنگین است غرب
خاور از این دیو، جز کشتار و ویرانی ندید
مثل کابوس است دشنام است نفرین است غرب
شیر غران است نزد ارتش بی ساز و برگ
مخفی اما مثل موش, از هیبت چین است غرب
مثل جغدی بر فراز غزه این زندان تنگ
ناظر سلاخی خلق فلسطین است غرب
سخت، اما در شگفتم نزد برخی دوستان
همچنان صیاد عقل و رهزن دین است غرب
هان مبادا دل ببندید ای جوانان عجم
بر سراب آرزو در باختر، این است غرب!

سواد دموکراسی می آورد. باورتان می شود؟! این گزاره ساده و عجیب حاصل ده سال پژوهش ژوزف هنریچ انسان شناس بلندآوازه دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور است.
قصه روشن است. بی سوادی سیستمی ، ناکارآمدی و نادانی سیستمی می زاید و این سیستم ها هم برای حفظ قدرت چاره ای جز خودکامگی و استبداد و زورگویی ندارند. همچنین این سیستم ها به دلیل ناکارِآمدی و نادانی، نظام آموزشی را هم ناکارآمد می کنند و موجب گسترش بی سوادی همگانی می شوند. برآیند این وضعیت تقویت و بازتولید خودکامگی و استبداد است.
مشکل اصلی کجاست؟ این هم روشن است. ساختار شناختی و مغزی انسان بی سواد فاقد ذهن تحلیلی و انتقادی است و نمی تواند پیچیدگی ها را تجزیه و تحلیل نماید.
پرسش هنریچ معمای جهان امروز است:
جوامع غربی دموکراتیک چگونه از دولت های پیشامدرن به دولت های مدرن دموکراتیک رسیدند اما سایر کشورها نرسیدند؟
این معمای بزرگ را بسیاری از محققان و متفکران بزرگ کاویده اند، اما پاسخ هنریچ کاملا متفاوت از بقیه است.
هنریچ نشان می دهد جوامع دموکراتیک از سال ۵۰۰ میلادی تحولات شان را آغاز کردند و نه از رنسانس در پانصد سال پیش.
همچنین هنریچ نشان می دهد دولت ها و سامان سیاسی دموکراتیک حاصل دو تحول ساختاری است:
1) ظهور سواد همگانی؛
۲) تحول نهاد خویشاوندی.
بحث تحول نهاد خویشاوندی را که از هزار و پانصد سال پیش آغاز شد فعلا کنار می گذارم و جدا بیان می کنم. اما بحث سواد و دموکراسی را مختصر می گویم. البته کتاب او ۸۷۸ صفحه است و فقط نتیجه اش را می گویم.
اروپا از قرن شانزدهم سوادآموزی همگانی را آغاز کرد و تا ۱۹۵۰ تمام جمعیت باسواد شدند. به قول هنریچ : «در قرن شانزدهم مهارت خواندن و نوشتن همچون آتش به پنبه زار اروپا افتاد » .
هنریچ در دیباچه اش می نویسد سوادآموزی همگانی مغز انسان را تغییر داد و باعث شد « مداربندی های عصبی آن از نو سیم پیچی شد » و « لُب پیشانی به ویژه در ناحیه بروکا که نقش مهمی در تکلم دارد تغییر کرد» و در نتیجه این تغییر : « پردازش گفتار و تفکر درباره اذهان دیگران » هم متحول شد.
« خواندن » حتی بیش از نوشتن نقش مهمی در این تحول داشت. خوانایی و نویسایی قلمرو واژگانی ما را گسترش می دهد، تفکر مفهومی و انتزاعی را ایجاد می کند، باعث ذخیره و انباشت تجربه ها و دانش ها می شود، شیوه تفکر تحلیلی و انتقادی را جایگزین شیوه تفکر کلی می سازد، درک همدلانه را تقویت می کند، موجب تقویت تفکر مستقل می گردد، و شکل تازه ای از تعاملات اجتماعی را می آفریند.
هنریچ اینها را نشان می دهد و بیان می کند که اینها لازمه دموکراسی اند. میزان پیشرفت دموکراسی تابعی از میزان خوانایی و نویسایی مردم هر جامعه است.

در کتابم « الفبای زندگی» همین قصه را درباره بحران دموکراسی در ایران شرح داده ام. می دانم باسواد کردن ۲۱ میلیون نفر جمعیت بی سواد کنونی کار ساده ای نیست.
سخت تر از آن میلیون ها نفری هستند که دیپلم و حتی مدرک دانشگاهی دارند اما خوانا و نویسا نیستند.
در « الفبای زندگی » نشان داده ام محتاج مدرسه ایم اما مدرسه ای با کیفیت که بتواند انسان توانمند خوانا و نویسا تربیت کند. این راه تحقق دموکراسی در ایران است. اگرچه این راهی نیست و نباشد که یک شبه طی شود.
دکتر نعمت الله فاضلی
سی فرآیندی که به وفاق ملی میانجامد/دکتر محمود سریع القلم
نرخ تورم تک رقمی است؛
چون نرخ تورم تک رقمی است، نیازی به دروغگویی نیست و راستگویی ستونِ اصلی وفاق است؛
در انتخابات، مردم به احزاب و برنامۀ آنها رای می دهند و نه به افراد؛
عامۀ مردم از هویتی شفاف، اولویت بندی شده و مورد اجماع برخوردارند؛
اکثریتِ مطلقِ رسانهها، غیردولتی هستند؛
گروهها و احزاب سیاسی در مسائل کلان فلسفی اجماع دارند و اختلاف آنها صرفاً در سیاست گذاری ها است؛
رسانهها درعلنی کردن فساد مالی از مراجع قضایی پیشروتر هستند؛
مردم با اعتقاد وعلاقه قوانین را رعایت میکنند؛
شهروندان برای سفر به خارج، چندان نیازی به ویزا ندارند؛
ثبات شاخصهای اقتصادی، شهروندان را تک شخصیتی و علاقه مند به همکاری کرده است؛
شهروندان به کار و فعالیت خود متکی هستند و نه رانت اقتصادی و سیاسی؛
زنانِ متخصص در کنارِ مردان متخصص، جزیی از تصمیم سازان کشور هستند؛
مدیران و مجریان به کشور تعهد دارند و نه فقط به افراد؛
بخش خصوصی حداقل هشتاد درصد تولید و خدمات را در اختیار دارد؛
حکومت و عامۀ مردم، سرمایه داری و اقتصاد رقابتی را پذیرفتهاند و به قواعد آنها پایبندند؛
هر اقدامی در سیاست خارجی، فایدۀ اقتصادی برای کشور دارد؛
به موجب حساسیت به اعتبار ملی، بخش خصوصی کالاهای با کیفیت صادر میکند؛
شهروندان با حوصله، صبر، محبت و احترام به دیگران رانندگی میکنند؛
آنقدر پول ملی ثبات دارد، کسی به انباشت طلا و ارز فکر نمیکند؛
اگر مجریان اشتباه کنند، حداقل عذرخواهی و عموماً استعفا میدهند؛
احترام و تصویرِ مثبتِ کشور در جامعۀ جهانی برای حکمرانان حیاتی است؛
حسِ هم نوع دوستی میانِ مردم بسیار فراگیر است؛
آنقدر شهروندان تعلق به وطن دارند که قبل ازموعد، مالیات خود را پرداخت میکنند؛
به ندرت فردی یا خانوادهای به فکر مهاجرت میافتد؛
بالاترین مصونیت را خبرنگارانی دارند که fact عرضه میکنند؛
دولت، صرفاً نهادی برای خوب زندگی کردن و پول جمع کردن مجریان نیست؛
در تعامل با همسایگان، اساس بر اعتماد، حذف ویزا و تبادل گستردۀ کالا و خدمات است؛
تفکیکِ قوا به معنای حقوقی و سیاسی آن تحقق یافته است؛
تسهیل سرمایه گذاری خارجی و مناسباتِ شفافِ مالی مورد اجماعِ همه دولتهایی است که به قدرت می رسند؛
به واسطۀ تک رقمی بودن نرخِ تورم، شهروندان نگرانِ آینده نیستند
بر اساس مطالعات روانشناسان، کسانی که رمان میخوانند میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگران را هم مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.
آنها میتوانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم دل است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

· به گونهای تربیت می شویم که نگاهمان اجتماعی نیست
به طور کلی ما به گونهای در خانواده، مدرسه و جامعه تربیت می شویم که نگاهمان نگاه اجتماعی نیست؛ نگاهمان نگاه عمومی نیست. به عنوان مثال در شهر تهران، شهرداری همه جا تبلیغ کرده که ما از شهروندان خواهش می کنیم کمتر آشغال تولید کنند. چون ما ظاهراً در دنیا جزو شهروندانی هستیم که استعداد بالایی در تولید زباله دارند. اگر ما خارج از منافع شخصی فکر کنیم، جامعه و انسان های دیگر هم برای ما اهمیت پیدا میکنند. بسیاری از ما، خارج از خود و منافع خود به حقوق انسان های دیگر بیتفاوت شدهایم.
ما ایرانی ها یک ظاهری داریم و یک باطنی. این در حالی است که فرد ژاپنی و آلمانی، حتی ترکیهای یک کاراکتر و شخصیت بیشتر ندارد. اما ما به عنوان یک ایرانی یک ظاهری داریم که خود را موجه معرفی می کنیم و حرفهای بسیار زیبایی می زنیم و از قضا بخش مهمی از حرفهای ما نیز اخلاقی و معنوی و در مذمت دنیا است اما سبک زندگی ما به شدت خودمحور و مادی است و به دنبال سود شخصی و حفاظت از منافع فردی خود هستیم.
از صحبت های دکتر سریع القلم در باره ویژگی های منفی سبک زندگی کنونی ایرانیان
آیین بزرگداشت «عبدالمجید ارفعی» مترجم منشور کوروش و گل نبشتههای هخامنشی، با عنوان «هزار نامه خوان» در خانه هنرمندان برگزار شد.
عبدالمجید ارفعی پژوهشگر و متخصص زبانهای باستانی اکدی و ایلامی و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی و از مهمترین کتیبهخوانهای ایران است. این فرهیخته فرهنگی برخی از لوحهای گلی تخت جمشید را ترجمه کرده است. ارفعی همچنین از دانش وسیعی درباره تاریخ فرهنگ میان رودان (بین النهرین باستانی) برخوردار است.

«سپاه بزرگ من به آرامی وارد شهر بابل شد، نگذاشت رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید... وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدساش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشیدم. نبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود. من بردهداری را برانداختم، به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی نیاندازد ... فرمان دادم همه نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جای خود بازگردانم... همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به سرزمینهای خود برگرداندم. خانههای ویران آنان را آباد کردم... بیگمان در آرزوهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعهای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»
جشن ۵۰ سالگی «خانهای کوچک در چمنزار» با برگزاری یک جشنواره و نمایشگاه !
روز جمعه ۲۲ مارس ۲۰۲۴ هزاران نفر در پارک رانچو سانتا سوزانا در دره سیمی ولی(simi valley) کالیفرنیا گرد هم آمدند تا یاد سریال «خانهای کوچک در چمنزار» را در پنجاهمین سال ساخته شدنش، دوباره زنده کنند.

وقتی از ملیسا گیلبرت پرسیده شد که چرا طرفداران سریال «خانهای کوچک در چمنزار» وقتی او را میبینند، گریه میکنند، وی پاسخ آمادهای داشت.
در نشست سه روزهای که در جشنواره سیمی ولی کالیفرنیا با حضور بازیگران این سریال برگزار شد، این بازیگر به جمعیت گفت: فکر میکنم این سریال احساسات بسیار زیادی را در مردم برانگیخت و وقتی آنها دوباره همه ما را با هم میبینند، همه احساسات ۵۰ سال پیش را از طریق فرزندان و نوههایشان به یاد میآورند. این یک گردهمایی بزرگ خانوادگی است.

مایکل لندون فقید که ۵۰ سال پیش بازیگر نقش پدر این سریال بود در جمع بازیگران حضور نداشت، اما بازیگرانی مانند ملیسا گیلبرت که نقش لورا اینگلز را بازی میکرد و همچنین آلیسون آرنگریم بازیگر نقش نلی اولسون، کارن گراسل بازیگر نقش کارولین اینگلز مادر خانواده، بانی بارتلت بازیگر نقش گریس ادواردز، دین باتلر بازیگر نقش آلمانزو وایلدر و لینوود بومر بازیگر نقش آدام کندال حاضر بودند و مردم در انتظار گرفتن امضا و عکس با آنها در صف های طولانی ایستادند!

بیشتر لوکیشنهای قدیمی بازسازی شده بودند. سازماندهندگان همچنین یک نمایشگاه کوچک از کپیهایی از فیلمنامههای قدیمی، عکسها، جعبههای ناهار الهامگرفته از خانه کوچک و دوربین پاناویژن دهه ۷۰ میلادی، یعنی زمانی که ساخت این مجموعه ی تلویزیونی شروع شد، عرضه کردند.
چشمگیرترین مورد هم بازسازی خانه اولسون بود که حاضران زیادی به نوبت در آن عکس میگرفتند و نیز چرخ دستی لندون که شبیهسازی شده بود.

در این جشنواره نشست هایی با بازیگران اصلی برگزار، و مراسم ویژهای هم برای ادای احترام به لندون که سال ۱۹۹۱ درگذشت و دیگر بازیگران این سریال که از دنیا رفتهاند برگزار شد.

شرکت کنندگان در این جشنواره ۴۵ دلار برای حضور یک روزه در این همایش می پرداختند!
«خانه ای کوچک در چمنزار» سریالی است که بر مبنای رمان لورا اینگلز وایلدر ساخته شدهاست. این سریال که از ۳۰ مارس ۱۹۷۴ تا ۲۱ مارس ۱۹۸۳ هر هفته از کانال انبیسیNBC آمریکا پخش میشد، در ۹ فصل ساخته شد و ۳ فیلم سینمایی نیز در ادامه آن ساخته شد.

این سریال داستان خانوادهای کشاورز در قرن نوزدهم را تصویر میکند که در شهر کوچکی به نام والنات گرو در ایالت مینهسوتا اقامت کردند. در این سریال داستان زندگی لورا اینگلز، فرزند دوم این خانواده که قهرمان اصلی است، از کودکی تا دوران تدریس در مدرسه و ازدواجش در والنات گرو نشان داده میشود.

امشب به بر من است آن مایه ی ناز
یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
ای ظلمت شب با من بیچاره بساز
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام
گویید فلانی آمده آن یار جانی آمده
مست است و هشیارش کنید
خواب است و بیدارش کنید
آمده حالتو احوالتو سفید روی تو سيه موی تو ببیند برود
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
می باشد و می باشد و می باشد و می
او گه لب "می" بوسد و گه من لب وی
او مست و ز "می" گردد و من مست و ز وی
امشب شب مهتابه حبیبم رو می خوام
حبیبم اگر خوابه طبیبم رو می خوام
ماه غلام رخ زیبای توست
سرو کمر بسته ی بالای توست ای عزیزم
مجمع دل های پریشان جمع ای حبیب ای طبیبم
چین و خم زلف چلیپای توست ای عزیزم
ای مه انور لعل تو شکر ، از همه بهتر قند مکرر
جانم جانم قند مکرر لب و دندان توست ای عزیزم
قند مکرر لب خندان توست ای حبیبم
|
|