|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
افلاطون در کتاب قوانین خود می گوید:
این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد
زیرا افراد «آزادی» داشتند و در میـان آنان «محبت» بود و
نسبـت بـه هم حسِ خویشاونـدی داشتنـد. امـا چه شد
که از این نعمت هنگام پادشاهی کمبوجیه محروم شدند
و دوباره زیر فرمانروایی داریوش آن را به دست آوردند؟
عقیـده ی مـن این است که کـوروش هـر چنـد سـردار
بـزرگی بود بـه تـربیت فـرزنـدان خود کـم تـوجه کرد و بـه
کارهای خانواده نپرداخت! زیرا او از ابتـدای جوانی سرباز
بود، ناچار تربیت فـرزندان خود را به زنان واگذاشت و آنان
فرزندان را در نعمت پروردند و به آنان آموختند که فرزندان
شاهند و «سرنوشت»، آنچه را باید به آنان داده است و
چیزی کم ندارند که کسب کنند. آنان نیز چنین پنداشتند
که هـمـه ی آنـچه بـرای خوشبـختـی لازم است را دارا
هستند. این بود که خودخواه و خودسر بارآمـدند و اجازه
نمی دادند کسی خلاف رأی آنان چیزی بگوید و همه ی
مـعـاشران خود را وادار کردند که جز تـحسین و تَملُّـق و
چاپلوسی چیز دیگری نگویند.
بله ... مـردان با جنـگ هـا و خطـرها مشغـول بودند و
فـرصت تربیـت فـرزنـدان خود را نداشتنـد! و توجه نکردند
فـرزنـدانی که این همـه خواستـه را به آنـان خواهند داد،
تربیتی را که خود ایشان یافـته بودند، دارا شده اند یا نه،
و خوی ایرانی کسب کرده اند یا نکرده اند!

لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بـــود، بـــه امـیـــد دوا باز آمــــد
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابـد فـرصـت درویشـان است
نشـستـم با فـقـیهـان و نـدیـدم
بـه غیــر از نِـخوَت و فـکـر مُـحجّر
بـرفـتـم بـا کلـیـمـان و نـخوانــدم
به جز بحث و جدل، حرفی فـراتر
حقیـقت در دل عشّـاق جستـم
در آنـجا عــالــمــی دیـدم مُـنـوّر
5 سـال پیـش سن پـدری 4 بـرابـر سـن پسـرش بود.
اکنون سـن پـدر 3 برابر سن پسر است. چند سال دیگر
سن پدر 2 برابر سن پسـر خواهد شد؟
5 10 15 20
بلاهت هایی که چراغ همسایه را پرنور کرده
و چراغ خانه را خاموش!
پولهایی که هر جایی خرج می شود،
الا در جایی که باید!
اگر سه مرغ در سه روز سه تخم بگذارند، یک مرغ در
شش روز چند تخم می گذارد؟
1 2 3 4
ماشین هایی که به گورستان نمی روند
و انسانهـا را به گورستـان می فـرستند!
یک گاودار X گاو دارد که در 1+X روز 1320 لیتـر شیر
می دهند. اگر هر گاو در روز 10 لیتر شیـر بدهد، تعداد
گاوها برابر است با ...
10 11 12 13
اگر نسبت مساحت دو مثلث متشابه 16 به 25 باشد،
نسبت تشابه آنها برابر است با ...
16 به 25 4 به 5
256 به 625 5 به 4
عکسی را به ابعاد 4 و 6 بزرگ کرده ایم. اگر به عرض
عکـس 6 سـانتـی متر اضـافـه شـده باشـد، به طول آن
چقدر اضـافـه شده است؟
12 9 15 6
کسری با دو سـوم بـرابـر است. اگر اختـلاف مخرج از
صورت کسر 7 باشد، مجموع صورت و مخرج کسر کدام
است؟
35 30 45 40
افلاطون در کتاب قوانین خود می گوید:
دو نوع حکومـت وجود دارد که دیگر حکومـت ها از این
دو نوع بـرخاستـه انـد:
مونـارشی یا حکومت فرد؛
دموکراسی یا حکومت مردم.
بهترین نوع اولی را ایرانیان دارند و بهتـرین نوع دومی
را ما یونانـی ها داریم. اما اگر بخواهیم آزادی و دوستی
و خردمنـدی در کشور استـوار باشـد، باید هر یک از این
دو را تا حدی داشته باشیـم و هیچ شهری را نمی توان
خوب اداره کرد مگـر آن که حکومـت آن ترکیبی از این دو
بـاشـد. چون هـر یـک به تـنهـایـی از راه عــدل مـنـحرف
می شوند.
روزگاری اسـاس حکومـت ایـران و آتـن نیز بر عدل بود
اما امـروز در این حکومت ها عدل کمتر است.
آیا می خواهید دلیل آن را بدانید؟زمانی حکومت ایران
حد فاصل میان افسار گسیختگی و بـردگی بود: هنگام
پادشاهی کوروش، ایرانیـان آزادی داشتند و فرمانروایان
رعـایــای خود را در آزادی سهـیــم کـرده بـودنــد و چون
سربازان و سرداران همه را به یک چشم می دیدند و با
همه به برابـری رفـتــار می کردند، سربـازان در سـاعت
خطـر آمــاده ی جانـفـشانـی بـودنـد و در جنـگ بـا جان
می کوشیدنـد. اگر در میـان ایرانیـان مـرد خردمندی بود
که می تـوانـست انـدرزی دهد که مـردمـان را سودمنـد
باشد، چنان می کردند که همه ی مردمان از خردمندی
او بهره مند گردند.
پـادشـاه بر کسی حسد نمـی ورزیـد و به همه آزادی
مـی داد تا آنـچه می خواهنـد را بگـوینـد و آن کس را که
انـدرز بـهتـر می داد و رأی بـهتـر مـی نهـاد، گـرامـی تر
می داشت.
قسم می خورم تا عزراییل را ملاقات نکنم،
از پشت فرمان تکان نخورم!
رساله ی «قـوانین» از بلندترین آثار افلاطون است که
همزمان با سلطنت آخرین پادشاهان هخامنشی تدوین
شده است که در آن فـکر افـلاطـون به نـهـایت پـختـگی
رسـیـده اسـت. او در ایـن رسـالـه در بـحث از قـانــون و
حکومـت می گویـد: بهترین نوع حکومت آن است که در
آن، میان آزادی فرد و قدرت دولت، توازن و اعتدال ایجاد
شده باشد.
قـدرت دولـت و استـبـداد آن اگر از حد بـگـذرد، شر و
فسـاد و تباهـی به بـار می آید. نـمـونـه ی آن ایـران در
اواخر دوره ی هـخامنـشی اسـت. از طـرف دیـگر آزادی
فرد نیز اگر از حد بگـذرد، اغتشـاش و هرج و مرج نتیجه
می دهد. نمونه ی آن اوضـاع آتـن است.
افلاطون حکومت ایران را در زمان کوروش هخامنشی
و داریـوش هـخامـنشی می ستـایـد و آن را بـهـتـریـن
حکـومـت می دانـد، و اسبـاب انـحطـاط شـاهنشـاهی
هـخامـنـشـی را پـس از ایـن دو تـن، آن مـی دانـد کـه
شاهان بعدی هخامنـشی مسـاوات و عـدالـت و آزادی
مردمـان را زیر پا گذاشته، سیـرت خودسری و استبداد
پیشه کردند و دیگر این که تـوجه به تربیت فرزندان خود
نکردند و شاهزادگان و اعیـان، تن آسان و لـذت پرست
و خودخواه، چاپلـوس پـرور و تملّـق دوست بار آمدنـد.
ناتوان ترین مردم کسی است که به اصـلاح نقـایص
خود قادر باشد ولی در این جهت اقدام نکند!
مولا علی علیه السلام

ایرانی ها سالانه ده هزار میلیارد تومان برای «سیگار»
پول خرج می کنند.
اگر مخارج آمـوزش و پروش ما چهل هزار میلیارد تومان
باشد، پولی که برای «سیگار» دور ریخته می شود، چند
درصد مخارج سالانه آموزش و پرورش می شود؟

|
|