|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
رساله ی «قـوانین» از بلندترین آثار افلاطون است که
همزمان با سلطنت آخرین پادشاهان هخامنشی تدوین
شده است که در آن فـکر افـلاطـون به نـهـایت پـختـگی
رسـیـده اسـت. او در ایـن رسـالـه در بـحث از قـانــون و
حکومـت می گویـد: بهترین نوع حکومت آن است که در
آن، میان آزادی فرد و قدرت دولت، توازن و اعتدال ایجاد
شده باشد.
قـدرت دولـت و استـبـداد آن اگر از حد بـگـذرد، شر و
فسـاد و تباهـی به بـار می آید. نـمـونـه ی آن ایـران در
اواخر دوره ی هـخامنـشی اسـت. از طـرف دیـگر آزادی
فرد نیز اگر از حد بگـذرد، اغتشـاش و هرج و مرج نتیجه
می دهد. نمونه ی آن اوضـاع آتـن است.
افلاطون حکومت ایران را در زمان کوروش هخامنشی
و داریـوش هـخامـنشی می ستـایـد و آن را بـهـتـریـن
حکـومـت می دانـد، و اسبـاب انـحطـاط شـاهنشـاهی
هـخامـنـشـی را پـس از ایـن دو تـن، آن مـی دانـد کـه
شاهان بعدی هخامنـشی مسـاوات و عـدالـت و آزادی
مردمـان را زیر پا گذاشته، سیـرت خودسری و استبداد
پیشه کردند و دیگر این که تـوجه به تربیت فرزندان خود
نکردند و شاهزادگان و اعیـان، تن آسان و لـذت پرست
و خودخواه، چاپلـوس پـرور و تملّـق دوست بار آمدنـد.
|
|