|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
افلاطون در کتاب قوانین خود می گوید:
دو نوع حکومـت وجود دارد که دیگر حکومـت ها از این
دو نوع بـرخاستـه انـد:
مونـارشی یا حکومت فرد؛
دموکراسی یا حکومت مردم.
بهترین نوع اولی را ایرانیان دارند و بهتـرین نوع دومی
را ما یونانـی ها داریم. اما اگر بخواهیم آزادی و دوستی
و خردمنـدی در کشور استـوار باشـد، باید هر یک از این
دو را تا حدی داشته باشیـم و هیچ شهری را نمی توان
خوب اداره کرد مگـر آن که حکومـت آن ترکیبی از این دو
بـاشـد. چون هـر یـک به تـنهـایـی از راه عــدل مـنـحرف
می شوند.
روزگاری اسـاس حکومـت ایـران و آتـن نیز بر عدل بود
اما امـروز در این حکومت ها عدل کمتر است.
آیا می خواهید دلیل آن را بدانید؟زمانی حکومت ایران
حد فاصل میان افسار گسیختگی و بـردگی بود: هنگام
پادشاهی کوروش، ایرانیـان آزادی داشتند و فرمانروایان
رعـایــای خود را در آزادی سهـیــم کـرده بـودنــد و چون
سربازان و سرداران همه را به یک چشم می دیدند و با
همه به برابـری رفـتــار می کردند، سربـازان در سـاعت
خطـر آمــاده ی جانـفـشانـی بـودنـد و در جنـگ بـا جان
می کوشیدنـد. اگر در میـان ایرانیـان مـرد خردمندی بود
که می تـوانـست انـدرزی دهد که مـردمـان را سودمنـد
باشد، چنان می کردند که همه ی مردمان از خردمندی
او بهره مند گردند.
پـادشـاه بر کسی حسد نمـی ورزیـد و به همه آزادی
مـی داد تا آنـچه می خواهنـد را بگـوینـد و آن کس را که
انـدرز بـهتـر می داد و رأی بـهتـر مـی نهـاد، گـرامـی تر
می داشت.
|
|