|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ
سلام دوستان عزیز!
چون دوستـان سال ششمـی، تسـاوی مثلث ها یا
«هم نهشتـی» آنها را در سال هفتم می خواننـد. در
اینجا آن را به اختصار توضیح می دهم:
حتما" به خاطـر داریـد برای رسـم مثلث، سه حالت
وجود دارد. برای اثبات تساوی دو مثلث هم از همین
سه حالت استفـاده می شـود. یعنـی اگر فـرضـا" دو
ضلع و زاویه ی بین از مثلثی با دو ضلع و زاویه ی بین
از مثلث دیگر بـرابر باشند، می توان آن دو مثلث را بـر
هم نهـاد و منطبـق کـرد. به همیـن خاطـر به تسـاوی
مثلث ها، «هم نِهشتی» گفتـه می شـود.
در شکل داده شده،دو دایره به مراکز O و 'O برابرند.
دلیل تساوی دو مثلث را بیان کنید.
مفرد کدام کلمه نادرست است؟
ظروف / ظرف مشاغل / مشغول
علائم / علامت سوانح / سانحه
هنـگام می و فصـل گل و گشت و چمن شد
از ابــرِ کَــرَم، خِطّه ی رِی، رَشکِ خُـتَـن شد
از خون جوانـــــان وطن لالــه دمیــده
از ماتــمِ سروِ قـَدِشـان، سروْ خمیـده
خوابـنـد وکیــلان و خرابـنـد وزیـــران
بـردنـد بـه سرقت همه سیم و زر ایـــران
مـا را نگذارنـد بـه یک خانـه ی ویـــران
یـارب ! بِـسِـتـان دادِ فـقـیـران ز امـیـران
از اشک همه روی زمیـن زیــر و زِبَــر کــن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کـن و اندیشه ی ایـــام بَــتَــر کـن
انـدر جلوی تـیـرِ عَـدو ، سیـنـه سپـر کـن
از دست عدو ، نــاله ی مـن از سر درد است
اندیشه هر آن کس کند از مرگ،نه مـرد است
جان بــازی عُشّاق ،نه چون بــازی نَــرد است
مردی اگرت هست، کنون وقتِ نـبـرد است
از تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده»
سروده ی ابوالقاسم عارف قزوینی
بـه یـاد 110 سال مبـارزه بـرای استـقـرار قـانـون
کتابی از ابن سینا کـه سالها در دانشگاه های بزرگ
اروپا تدریس می شد؟
شفا اشارات حاوی قانون
ضبط / ضابطه / ضبط صوت / ضوابط / ضبط نفس /
انضباط / انضباطی / منضبط
قـطـر دایـره هـا 14 و 21 و 7 سـانتـی متـر اسـت.
مساحت قسمت نارنجی رنگ چنـد سانتی مترمربع
است؟

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید اینست
که در افسون گل سرخ شناور باشیم!
سهراب سپهری
توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پـدر نشسته و بـا
درویش بچه ای مناظره در پیوسته که... صندوق تربت
ما سنگین است و کتـابه رنگین و فرش رُخام انداختـه
و خشـت پیـروزه درو بـه کـار بـرده، بـه گـور پـدرت چه
مــانـد، خشتـی دو فراهـم آورده و مشتی دو خاک بر
آن پاشیده؟
درویـش پسر این بـشنیـد و گفت: «تا پـدرت زیـر آن
سنـگهـای گـران بـر خود بـجنبیـده بـاشـد، پـدر من به
بهشت رسیده بوَد.»
خر کـه کمتر نهند بـر وی بــار
بی شک آسوده تــر کنـد رفـتـار
به همه حال اسیری که ز بندی برهـد
بهتر از حال امیـری کـه گرفـتـار آیـد
گلستان سعدی

رخام : سنگ مرمر کتابه : کتیبه
پیروزه : فیروزه تربت : خاک
از مـصـدر «خواستـن» واژه هـای زیـادی صـادر شـده
است. شمـا چه کلماتـی را می توانیـد به یـاد آوریـد؟
خواستگار / می خواستم / ...
کدام یک از عوامل انسانی کشاورزی است؟
خاک های آبرفتی آب و هوا
بذر آب
عدد پی را کدام دانشمند مسلمـان محاسبـه کـرده
است؟
ابوریحان بیرونی
عمر خیام
غیاث الدین جمشید کاشانی
خوارزمی

در طول اقامت چندین ساله ام در ایـل سرگـرمی هـای
بسیـار داشتـم ولـی آن چه که بیش از هـمـه سـرگـرم و
شادم می کرد،معاشرت جوانی بود به نام قلی.
یک نوع شباهت و تَـجانُس روحی،مـن و قلی را به هم
نزدیک کرده بود.قلی بی آن که خود بداند مرهـم دل های
خسته بود.گویی رسالت داشت که قیافه هـای عبوس را
بگشاید و لب های بسته را باز کند.از همه جا بـریـده ،بـه
نشاط و شادی پیوسته بود.دنیا را که برای عاقـل هـا تنگ
یافته،خود را به نیمه دیوانگی زده بـود.لبـاس هـای هـفـت
رنگ می پوشید،دستمال قرمز به گردن می آویخت،پارچه
های گـونـاگـون را به هم وصـل می کرد و از آن بـرای خود
اَرخالُق های قشنگی می دوخت.کـلاه نـمـدی پـر نـقـش
و نگارش را با پر خروس می آراست.کلاهش شبیه به تاج
می شد.پادشاهی می کرد.
قلی دوست دار شادی و طرب بود.می زد و می کوبید.
می رقصید و می چرخید. می خندید و می خنداند.مردم
را دوست داشت.مردم هم دوستش می داشتند و بـرای
مـعـاشرتش سر و دست می شکستند.خنـده هـایـش از
قهقهه ی کبک بلندتر و شیرین تر بود.
قلی تفنگ نداشت.تفنگش چوب دستش بود.بر کمرش
قـطـاری از میـوه های بـلـوط می بست.اسب نـداشت.بـر
اسب هر کس که می خواست سـوار می شـد.هـر وقـت
که هـوس شکـار می کـرد بـر پـشت اسبـی می پـریـد و
می تاخت.چوبش را به جای تفنگ سـر دست می گرفت
و بـا صدایـی درست مانـنـد صدای گلـوله،نوجوانانی را که
مـثـل آهـوهـا صـف می کشیـدنـد و می دویـدنـد بـه تـیـر
مـی بـسـت.بـسیـاری از آنـان ادای شـکـار تـیـر خورده در
می آوردند و مُعَلـّق زنـان بـر زمین می غلتیدند.قلی کِیف
می کرد...
داستان قلی
محمد بهمن بیگی
اَرخالُق : قَبای بلند مردانه و قبای کوتاه زنان ایلی

زنده یاد دکتر مریم میرزاخانی
مثلث ABC متساوی الاضلاع است. زاویـه ی مجهول
چند درجه است؟

عبادت / عبد / عابد / تعبّد / عابدان / عبادت پیشگان
دائم العباده / معبود / معبد / معابد / عبودیت
اگر میله ای بـه طول یک سوم متر را بـه ۴ قسمت
مسـاوی تـقسیـم کنـیـم، طـول هـر قـسمــت چقـدر
می شود؟
|
|