|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
سعدی
سعدی را در شاعری، از حافظ هم بزرگتر و پرآوازه تر می دانند. او
در جای سخنوری انديشمند، شهره بود. البته در سرايندگی، حافظ و
فردوسی از او برتر بودند.
گلستان، مشهورترين اثر، و شاهكار اوست، و در آن، مانند «ويلهلم
مايستر» اثر گوته، يافتههای سفرها و تجربه های خود را به نثر و شعر
خوش آهنگ نوشته است. در ايران كسی هم كه از ادبيات هيچ
نمی فهمد، شعر سعدی را می داند و می خواند. قطعههایی از آثار او
در همه ی كتاب های درسی فارسی هست.

شعر سعدی، كه از رسم و راه زندگی می گويد، روح و منش واقعی
مردم ايران را خوب نشان می دهد. امروزه هم مضامين كتابش كه
«گلستان» نام دارد، برای دريافتن فكر و دل ايرانيان راهگشا است. از اين
نمونه است سخنی در آغاز گلستان كه می گويد: «دروغ مصلحت آميز
به از راست فتنهانگيز.» در قطعه ی ديگری می گويد: «يكی از پادشاهان
پيشين در رعايت مملكت سستی كردی و لشكر به سختی داشتی؛
لاجرم دشمنی صعب روی نهاد، همه پشت بدادند:
چو دارند گنج از سپاهی دريغ
دريغ آيدش دست بردن به تيغ
نيز می گويد: صيادی را ماهی قوی به دام افتاد؛ ماهی برو غالب آمد
و دام از دستش در ربود.

ايرانيان مردمی شاعرطبع و ادب پيشه اند، و بيشترشان مانند حافظ
ذوق و زيبایی شناسی دارند، و اهل خرد و معرفتاند؛ و شيوه ی زندگانی
را می دانند. ايرانی، اگر باغبان و سلمانی و پيشخدمت هم باشد، به
هنگام حرف زدن حتما" شعر در ميان سخن می آورد، يا هنگامی كه برای
خطا و اشتباهی سرزنش شود، با خواندن شعری مناسب، عذر گناه را
می خواهد. ايران كشور امروزی و نوپایی نيست؛ سرزمين شعر و ترانه و
موسيقی است.
در ژاپن قديم، ميناموتو- نو- سان- ئی يوری ماسا (1106 تا 1180 م.)
شاعر و نيز رزمندهای نامور بود. داستانی ميگويد كه او در سال 1153
میلادی هيولایی به نام نوئه را كه سر ميمون، تن ببر، و دم افعی داشت،
و غريوكشان بر بالای قصر امپراتور پرواز می كرد به پيكانی كشت، و مقام
يافت. در جنگ های هوءگن در سال 1156 و در سال 1178 او به مقام
درباری سان- ئی رسيد؛ در اين هنگام سر تراشيد و در زی راهبان درآمد.
اما از سال 1180 ستمگری خاندان حاكم تايرا او را بر آن داشت كه
اينان را براندازد، و در اين راه ياری راهبان نارا و شماری از رزمندگان نامی
را دريافت. كی يو موری، سپهسالار حاكم، به اين توطئه پی برد و پسرش
را به سركوبی اينان فرستاد. در جنگی خونين كه پيش آمد، دو پسر يوری
ماسا كشته شدند، و خود او كه زخم پيكان خورده بود و شكست را
محتوم می ديد به معبدی رفت و به رسم سلحشوران با دريدن شكم
(هاراگیری) خود را كشت.

مردم ايران داستانهایی از اين گونه بسيار دارند. هنگامی كه در ايران
بودم يك ايرانی كه حق يا مجرای آب او به دستور مأمور دولت قطع شده
بود، در جای آخرين چاره، به شخص شاه متوسل شد، و با قطعهای شعر
از اين خلاف قانون، شكايت برد. در اين كشور كم باران، آب اهميت و
ارزش بسيار دارد. گاهی آب خانه كسی را برمی گردانند تا به باغ پادشاه
آب برسانند. پس در اين آب و خاك شعر ساختن كارسازتر از كشتزار
درست كردن است!
در آن تابستان هوا زودتر گرم كرد، پس اينجا و آنجا صدای شكايت در
باره ی آب و حق آب برخاست. از بخت نيک، در خانه ی تابستانی ما
شاخ و برگ بيد (مجنون) آويخته و بر آب لب حوض افتاده بود، حال آن
كه حوض و آبنمای خانه های ديگر خشک بود. اما در شيراز، و هم
اصفهان، آب فراوان است. پس می توان گفت كه اينجا از نعمت آب،
آبادان و شهر شد.

پايتخت كريم خان، بانی سلسله ی زند
در روزگار كريم خان، سردودمان شاهان زند، شيراز پايتخت شد. عمر
اين دودمان كوتاه بود، و در فاصله ی كشته شدن نادر شاه - كه اغلب
او را با ناپلئون (امپراتور معروف فرانسه) مقايسه می كنند- و برآمدن
قاجاريان، چندی حكومت داشت. كريم خان خود را پادشاه نمی خواند و
وارث تاج و تخت نمی دانست؛ و فقط با عنوان «وكيل الرعايا» فرمانروایی
می كرد. اما تاريخ نگاران اين دودمان را «زنديه» می نامند. كريم خان از
سربازی ساده آغاز كرد و بر سراسر ايران حكومت يافت. او دلرحم و عادل
و لطيف طبع بود. می گويند كه اين پادشاه هميشه خوشبختی مردم را
آرزو داشت؛ و هنگامی كه از شهر آوای موسيقی شنيده نمی شد،
می پرسيد كه مردم چرا و از چه روی غمگيناند، و نوازندگان را فرا
می خواند تا بنوازند. تاريخ نويسان آن عصر گفتهاند كه شيراز در روزگار
كريم خان به راستی بهشت روی زمين بود. مردم در صلح آميزترين زمانه،
زندگی می كردند. سند اين سخن هم پردههای نقاشی است كه در آن
زيبارويانی كه بر چهره ی همچون قرص ماه ابروانی كشيده و پيوسته
دارند، می نوشان از كوتاهی شب دلتنگاند.

گفتند كه شيراز امروز، بيشتر حاصل همان آثار آبادانی های دوره ی
كريم خان است. اين پادشاه به ساختن بندر بوشهر هم همّت گماشت،
تجارت با هند و اروپا را تشويق كرد، بندر بصره را (كه اكنون شهری از
عراق است) گشود و راهی به بغداد ساخت. با مساعی او حمل و نقل
زمينی به بندرهای خليج فارس هم رونق گرفت.
|
|