|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
هر موجودی در مسیر تکامل فطری خودش که راه کمال را می پیماید،
در حقیقت از خود به خود سفر می کند؛ یعنی از خودِ ضعیف به خودِ برتر
می رود. با این وجود انحراف هر موجود از مسیر تکامل واقعی، انحراف از
خود به ناخود است.
این انحراف بیش از همه جا در مورد انسان که موجودی مختار و آزاد
است صورت می گیرد. انسان هر غایت و مقصد انحرافی را که انتخاب
کند، در حقیقت او را به جای «خود» واقعی گذاشته است؛ یعنی ناخود
را خود پنداشته است.
پس غایات و اهداف انحرافی داشتن یکی از عواملی است که انسان،
غیر خود را به جای خود می گیرد و در نتیجه خود واقعی را فراموش
می کند و از دست می دهد و می بازد.
هدف و غایت انحرافی داشتن تنها موجب این نیست که انسان به
بیماری «از خود بیگانگی» دچار شود، کار به جایی می رسد که ماهیت
و واقعیت انسان مسخ می گردد و مبدل به آن چیز می شود. انسان هر
چیز را که دوست داشته باشد و به آن عشق بورزد، با آن محشور
می شود. چرا؟ چون عشق و علاقه و طلب یک چیز، آن را در مرحله ی
غایت و هدف انسان قرار می دهد و سبب می شود که روح و واقعیت
انسان در مسیر دستیابی به آن، مبدل به همان چیز شود.
گر در طلب گوهر کانی، کانی
ور در پی جستجوی جانی، جانی
من فاش کنم حقیقت مطلب را
هر چیز که در جستن آنی، آنی
|
|