|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
بیت المال نه از من و نه از آن توست.
هرگز نمی توانیم به کسی بیش از حقش چیزی بدهیم.
آیا به من می گویید که پیروزی را با ستم به افراد ملت بجویم؟! به
خدا سوگند تا ستارگان در آسمان به دنبال یکدیگر روانند، این کار را
نخواهم کرد!
علی
طلحه و زبیر گفتند: ما با این شرط بیعت می کنیم که در مسئله ی
خلافت با تو شریک باشیم.
علی گفت: نه، هرگز!
و علی هر مالی را که احتکارگران به ناروا گرد آورده بودند، با دقت از
آنان گرفت؛ بدان سان که پوست عصا را از آن جدا می کنند!

آری! این همـه دارایـی از کجاست؟ این قصـرها و کاخ ها از کجا به
دست تو آمده؟ در صورتی که از روزی که نور آفتاب بر تو تابیده، عملی
که به نفع توده ی مردم باشد، از جانب تو دیـده نشده است! اما باید
دانست که اگر زمانی گذشت که تو ثروت و زمین را غصب کردی، این
دلیل آن نیست که هر کجی و انحرافی به همان حال باقی بماند، زیرا
حق را هیچ چیزی باطل نتواند کرد و بنابر این هر مزرعه و زمینی،
هر مال و ثروتی که بدون حق بخشوده شده، باید به بیت المال برگردد
ولو اینکه با آن، زنان بسیـاری ازدواج کرده باشنـد و یا در سراسر روی
زمیـن پراکنـده شده باشد؛ زیرا عـدالـت که وسعتـی بـرای ملـت
است، هرگز تنگ نخواهد شد و هرگز در چهارچوب حدودی که
دستاویز سودپرستان است، محدود نخواهد گشت!

زمینی که با خویشاوندی و یا با استفاده از مقام، به دست آمده،
باید به بیـت المـال برگردد. علـی می بیـنـد که زمین خواران همه از
طبقه ی حاکمه و ثروتمندان هستند؛ که مردم را برای بهره برداری از
خیرات و منافع آن، به کار گرفته و به بردگی می کشانند و همین هم
باعث افزایش ثروت در نزد آنان و نابودی و ذلت دیگران خواهد شد. و
سپس مالکان بزرگ، آنچه را که خرده مالکان دارند، از آن ها
خواهند گرفت تا در میان ملت دو طبقه به وجود آید:
فئودال ها و مالکان بزرگ؛
و بیچارگان محروم از همه چیز!
به همین خاطر است که امام می گوید: «و باید کسی در طمع گرفتن
مزرعه و کشتزاری از تو نباشد و در حقـابـه ی همسایـه ی خود طمـع
نبندد، و کاری که به شرکت باید انجام داد، سختی کار را به عهده ی
دیگران نگذارد.»
|
|