ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

   پندار خمارلو دختر توران میرهادی نیز در مدرسه ی فرهاد تحصیل

کرده است. او درباره ی خاطرات دوران کودکی اش در این مدرسه

می گوید: 

   شاگرد مادرم بودم. از دو ــ سه سالگی به کودکستان می‌رفتم.

وقتی مادر و پدرها دیر برای بردن کودکان خود به مدرسه می‌آمدند،

من باید کودکان آنها را همراهی می‌کردم.

   یک روز در کلاس دوم راهنمایی، وقتی مادر امتحان علوم اجتماعی

می‌گرفت، سوالات را به دانش‌آموزان داد و از کلاس خارج شد. چند

نفر دنبال مادر رفتند که چرا کسی را بالای سر ما نمی‌گذارید؟ اما مادر

گفت که نیازی به مراقب نیست.

   دیگر کلاس پر از همهمه ی دانش‌آموزان شد. برای پیدا کردن پاسخ

سوالات کتاب‌ها را باز کردند و با خرد جمعی به نتیجه رسیدند. وقتی

همه ورق‌های خود را که به یک صورت پاسخ داده شده بود به معلم

دادند، او گفت هدفم همین بود، تا با هم‌فکری به پاسخ برسید. من

هیچ وقت نمی‌توانستم این گونه پاسخ‌ها را به شما بیاموزم.

 


برچسب‌ها: توران میرهادی, مدرسه ی فرهاد, معلمان ایران, مشورت و همفکری
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹ساعت 10:10  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا