ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

                  عالی قاپو؛ سمفونی عشق شاهانه‌

 

   در غرب ميدان شاه، عمارت عالی قاپو است. جلوی اين ساختمان

به شكل طاق و ايوانی بزرگ است با ستون‌های چوبی، مانند غرفه ی

بالای تماشاخانه‌های اروپایی، كه به ميدان در پايين نگاه می كند. شاه

عباس بزرگ بارها به اين ايوان به ديدن چوگان بازی، اسب‌ دوانی، جنگ

حيوان‌ ها و ديگر بازی ها و مسابقه‌ ها می آمد، و در موسم نوروز در

اينجا به پذيرش سلام بلندپايگان و وزيران می نشست. رسم سلام

شاه هنوز در دربار ايران مانده است، و شايد كه او هم، چنانكه امروز در

سلام نوروز، در اينجا سكه طلای تازه ضرب شده به باريافتگان عيدی

 می داد!

 


   عالی قاپو امروزه محل اداره ی مركزی شهربانی در اصفهان است.

نام عالی قاپو كه تركی است و مترادف «باب عالی»، شايد كه از

همتای اين عمارت در پايتخت عثمانی - كه حرم و اندرونی سلطان

است- گرفته شده باشد، چرا كه كاشی ها و نقاشی های ديواری

 اين ساختمان تصاويری از مجالس و اسباب عيش و بزم دارد.


   بالاترين طبقه ی اين بنا، تالار اجرای موسيقی است، و ديوار اينجا

سراسر خانه‌ بندی شده و محتمل است كه تركيب و اندازه هر يك از

اين طاقچه‌ها و خانه‌ های ديوار با محاسبه و به ملاحظه ی طنين و

انعكاس آوای موسيقی طراحی و ساخته شده باشد.


   در اين تالار هم اكنون، پنداری كه آوای محو و ملايم موسيقی و

همنوازی سمفونی عشق شاهانه، همچون صدای گردابی از دور،

پيوسته به گوش می آيد.

 

                                      چهل ستون‌

 

   گويا عالی قاپو در قديم، دروازه ی اصلی كاخ شاهی بوده است. اين

كاخ اصلی، به نام چهل ستون، شهرت جهانی دارد. اينجا ايوان عظيم

دايگوكودن در کیوتو را به يادم آورد. (دايگوكودن يكی از معابد سلطنتی

 ژاپن در كيوتو است. اين زيارتگاه دارای ايوان‌ های بزرگ شرقی و غربی،

تالار بزرگ يا دايگوكودن، دو برج به نام بياكّو و سوريو و ئوتمّون (دروازه ی

اصلی) و يك دروازه نمای شينتویی است.)

 

   بام كاخ چهل ستون بر تيرهای ستبر تراشيده شده از چنار تناور كه

بيست ستون چوبی حايل آن است، استوار شده است. پايه ی

ستون‌ های كاخ در قديم با مرمر سفيد پوشيده و بالايش آيينه‌ كاری

شده بود، چنانكه در تالار برليان كاخ سلطنتی كنونی (گلستان)

می بينيم. تالاری كه به اين ايوان باز می شود تالار تاج گذاری نام

داشت، و در اينجا تخت سلطنتی بر پايه‌ای بلند استوار بود. در جنوب

آن، اتاقی است كه تالار انتظار مباشران دربار و مأموران بلندپايه ی

حكومت بود. اين اتاق ميانی، دری بسيار بزرگ دارد و بر هر ديوار دو

سويش سه پرده ی نقاشی بزرگ رنگ و روغن در همان نخستين

نگاه جلب نظر می كند.


   اين پرده‌ ها، يكی پذيرایی شاه طهماسب از محمدخان ازبك و يكی

 مجلس بزم پادشاه صفوی برای همايون شاه (هندی) را نشان

می دهد. دستار بزرگ و سبيل بلند شاه و نقش و تركيب دست‌ های

دختر رقاصه ی آن روزگار چشمگير و زنده می نمايد.


   پرده‌ای هم از صحنه ی جنگ چالدوران، كه در آن رییس «جان نثاران»

شكست خورد و اسير شد، حال و هوایی با روح و تكان‌دهنده دارد.

(در باره ی نقاشی های تالار چهل ستون، بسياری از مسافران خارجی

 و ايرانی وصفی نوشته‌اند، و در اين ميان شرح گرزن از گوياترين آنها

است: «بر ديوار روبروی در ورودی، تصوير شاه اسماعيل در جنگ با

جان‌ نثارهای سلطان سليم عثمانی است، كه شاه دلاور با ضربتی، 

رییس جان‌ نثاران را دو شقه می كند ... در پهلوی آن تصوير شاه

طهماسب هنگام پذيرایی از همايون شاه پناهنده ی هندی است، و آن

در سال 1543 است كه دو شهريار در شاه‌نشين چهارزانو جلوس نموده

و پيرامون ايشان نغمه‌گران و نوازندگان سرگرم ترنّم‌اند و قراول و قوش‌

بازان همايونی با پرندگانی كه بر مچ دارند فرا ايستاده‌اند ... تصوير سومی

بر ديوار غربی، صحنه‌ ای است كه بيشتر دور از رسم و آيين می نمايد.

چهره مركزی آن، شاه عباس كبير با عبدالمحمد خان ازبك ... و همچنين

ملازم‌ های درباری است ... در ديوار مجاور سه صحنه ی ديگر ديده

می شود. در يكی از آنها شاه اسماعيل با لشكريان خود در گير و دار

نبردی با دشمنان ازبك و تاتار است. در پرده ی دومی شاه عباس اول

مشغول پذيرایی از خلف سلطان سفير مغول كبير (هند) است. تصوير

سومی نبرد بين نادر شاه و محمدشاه را (كه بر فيل سفيد سوار است)

نشان می دهد ... رنگ و تذهيب اين تصويرها بسيار تازه و زنده

می نمايد.)


   نام «چهل ستون» را در مجموعه ی كاخ‌ های تخت جمشيد هم

می بينيم. شماره چهل در ايران، مانند هشتاد يا هشتصد در ژاپن قديم،

به معنی «بسيار» و «بی شمار» است، و عدد واقعی ستون‌ها را

نمی رساند. به روايت مورّخان، كاخ اصلی و نخستين شاهان صفوی در

آتش سوخت و يكسره از ميان رفت، و كاخ كنونی را شاه سلطان

حسين صفوی در آغاز سده ی هجده ميلادی (دوازده خورشیدی) از نو

ساخت.


   روزی كه از چهل ستون ديدن می كردم. در اينجا مراسم سربازگيری

 بود. چهارصد، پانصد مرد جوان سال در صف ايستاده بودند و به نوبت به

پرسش‌ های كارمند سجّل احوال و مأمور نظام وظيفه پاسخ می دادند.

شايد كه چهارصد سال پيش از اين در همين حياط و عمارت بسياری از

دولت‌مردان و سرداران به استقبال و احترام شاه عباس كبير زانو زده‌اند.

 

   گنبد و كاشی كاری مساجد كوچك آن پيرامون بر زمينه ی شفقِ 

سرخ غروب به چشم می آمد. در غرب اين جا، در اواسط خيابان چهار

باغ، مدرسه ی عالی دينی به همين نام هست. تركيب آب زلال، گياه

و گل‌ ها در كنار مرمر و كاشی های اين ساختمان هم چون طرح و

تركيب نقش و رنگ مينياتور، زيبا و گيرا است.


برچسب‌ها: آکی یو کازاما, دکتر هاشم رجب زاده, اصفهان, عالی قاپو
 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ساعت 22:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا