ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

   چند سال پیش، بین کلاس های پایه ششم منطقه ی ما آزمونی

 

برگزار شد که سطح پیشرفت تحصیلی مدارس منطقه معلـوم شود.

 

کلاس ششمی که من معلم پایه اش بودم، مقـام اول را کسب کرد

 

طوری که مدرسه ای که مقام دوم را به دست آورده بود، %10 کمتر

 

از شاگردان مدرسه ی ما نمره گرفته بودند.

 

  روی جلد پیک هفتگی را به نشانه ی قدردانی از بچه های کلاس،

 

آگاهی والدین و دست مریزاد به پرسنل مدرسه، به عکس سه نفری

 

که از کلاس ما در این آزمون شرکت کرده بودند، اختصاص دادم و زیرش

 

نوشتم:

             

         «کسـب رتـبــه ی اول بیــن 68 مـدرســه ی

 

    دولتی و غیردولتی پایه ی ششم منطقه ی ...»

 

 

   یکی دو ماه بعد که جلسه ی اولیا بود. یکی از مادران که پسرش

 

درسی متوسط و رو به پایین داشت، گفت: شما! هنر نکردید که اول

 

شدید ... سه تا از شاگردان قوی رو فرستادید، مقام آوردید، اگه

 

راست می گید باید مثل بچه ی من رو می فرستادید.

 

   گفتم: « خانم محترم ما یک بار ابوموسی اشعری را فرستادیم،

 

دیدید که چطور تاریخ جهان را به لجن کشیدیم، از این به بعد هر

 

وقت صحبت «فرستاده» بشود، فقط مالک اشترها را می فرستیم.» 

 

که همه ی والدین از زن و مرد خندیدند.

 

   برای اینکه آن مادر عزیز از ناراحتی در بیاید، و به خاطر خنده ی

 

حضار، احیانا" جلسه را ترک نکند، ادامه دادم: خواهرم! وقتی مسابقه

 

هست، من باید از آبروی مدرسه دفاع کنم؛ شاگردان پایه های دیگر، 

 

مدیریت، معلمان و پرسنل مدرسه، حتی نیروهای خدماتی، حتی خود

 

شما پدر و مادرها، اکنون مزد زحمات خود را گرفته اید و می توانید با

 

روحیه ی نیرومندتری به کار خود ادامه بدید. 

 


برچسب‌ها: یادداشت های یک معلم, مسابقه یا تمرین, مالک اشتر, ابوموسی اشعری
 |+| نوشته شده در  جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸ساعت 16:32  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا