ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   کشــاورزی بـرای دُرنـاهـا دام گـذاشـت چون درنـاهــا

دانه هایی را که می کاشت،می خوردند.همراه درناها،

لک لکی هم در دام گرفتار شد.

 

  

   لـک لـک بـه مـرد کـشـاورز گـفـت:«مـرا آزاد کـن.مـن

لک لکم،نه درنا.ما با هم همسایه هستیم.من روی بام

خانه ی پدری شما زندگی می کنم.»

   مرد کشاورز گفت:«من تو را با درنـاهـا گرفتم و همراه

درناها هم می کشمت.»

 

   موضوع انشا:

   این داستان چه ارتباطی با مطـالـب درس «دوستی»

مطالعات اجتماعی سال ششم دارد؟اگـر به این ارتبـاط

پی برده ای،آن را در چند خط بنویس.

 
 

برچسب‌ها: داستان, سوء شهرت, بدنامی, زنگ انشا
 |+| نوشته شده در  شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا