|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
کشــاورزی بـرای دُرنـاهـا دام گـذاشـت چون درنـاهــا
دانه هایی را که می کاشت،می خوردند.همراه درناها،
لک لکی هم در دام گرفتار شد.

لـک لـک بـه مـرد کـشـاورز گـفـت:«مـرا آزاد کـن.مـن
لک لکم،نه درنا.ما با هم همسایه هستیم.من روی بام
خانه ی پدری شما زندگی می کنم.»
مرد کشاورز گفت:«من تو را با درنـاهـا گرفتم و همراه
درناها هم می کشمت.»
موضوع انشا:
این داستان چه ارتباطی با مطـالـب درس «دوستی»
مطالعات اجتماعی سال ششم دارد؟اگـر به این ارتبـاط
پی برده ای،آن را در چند خط بنویس.
|
|