ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   موشی در خانه ی صاحب مزرعه تلـه مـوشی دید.به  

مرغ و گوسفند و گـاو خبـر داد. همـه گفتند:تلـه مـوش  

مشکل توست و به ما ربطی ندارد! 

  ماری در آن تـلـه افـتـاد و زن مزرعـه دار را گزیـد.مـرغ

را کشتند تا بـرایـش سـوپ درسـت کننـد،گوسفـنـد را

بـرای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو را برای مراسـم

ترحیـم ذبح کردند و در این مدت موش از سـوراخ دیـوار

نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت،

فکر می کرد! 

 

 

برچسب‌ها: داستان, تله موش
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶ساعت 0:19  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا