ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

 

دانلود

برادر جان نمی دونی چه دلتنگم

برادر جان نمی دونی چه غمگینم

نمی دونی نمی دونی برادر جان

گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته در بدر بودن

مثّه طوفان همیشه در سفر بودن

برادر جان برادر جان نمی دونی

چه تلخه وارثِ دردِ پدر بودن

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه

 

دلم تنگه از این روزهای بی امّید

از این شبگردیهای خسته و مأیوس

از این تکرار بیهوده دلم تنگه

همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه

 

دلم خوش نیست،غمگینم برادر جان

از این تکرار بی رویا و بی لبخند

چه تنهاییِّ غمگینی که غیر از من

همه خوشبخت و عاشق

عاشق و خرسند

به فردا دلخوشم،شاید که با فردا

طلوعِ خوبِ خوشبختیِّ من باشه

شبو با رنج تنهایی من ،سر کن

شاید فردا روزِ عاشق شدن باشه

دلم تنگه برادر جان

برادر جان دلم تنگه

 

ایرج جنتی عطائی

 
 

برچسب‌ها: برادر جان, ایرج جنتی عطایی, داریوش اقبالی, شعر معاصر ایران
 |+| نوشته شده در  شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا