ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

 کشیش (با لحنی روحانی و بسیار محترمانه) فرمود:

هان من شما را همـچون گـوسفنـدان به میان گـرگـان  

می فـرستـم. پس مثل مـارها هشیـار و چون کبوتران

ساده باشید ... برادرانم، خواهرانم ما دعوت شده ایم

تا مقدرات را بپذیریم... ما توصیه شدیم که گوسفندان

باشیم نه درندگان ... این است پیام خدا، پس باید که

به هر چه خواست اوسـت تن بدهیـم و به اراده ی او

گردن نهیم،پلیدان و کافران چنان سخن می گویند که

گویا می توان مشیـت الهـی را نپذیـرفت در حالی که

اراده ی او  چنین بوده که به کسی ثـروت و به کسی

محنت عطا کند ... و فـرمود نزد من، ای تمام زحمت ـ

کشان و گرانبـاران بیایید تا شما را آرامش بخشم،یوغ

مرا بر خود گیرید و از من فـرا گیرید که صبور، سلیم و

تسلیم باشید. اگر ایمـان دارید که او به ما وعده داده

است پس ایمـان بیاورید که بردگان را او آفـریده است

و بـرده داران را هم او خلـق کـرده اسـت. نپذیریـد که

اراده ی خدا جز این بوده است. کافـراننـد که مشیـت

الهی را خوار می شمـارند. کافرانند که یوغ بنـدگان و

بردگان را می گشایند. کافـرانند که لـذت بهشت را از

بردگان می گیرنـد تا آنان را اسیر دنیـا کنند ...

                

کلبه ی عمو تام

نوشته ی هریت بیچراستو

 

 


برچسب‌ها: داستان, کلبه ی عمو تام, هریت بیچر استو
 |+| نوشته شده در  شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا