ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

   خیابـان کامـلا" رنگ و بـوی عید گرفته بود و ماهیهای

رنگارنگ در آکواریومـی نورانـی به آنجا منظـره ای بهاری

و خاطره انگیـز بخشیـده بـود.

   هر بـار که مـاهـی فـروش سراغ یکی از ماهی هـای

زیبا می رفت، او و بقیـه ی ماهی ها به اطراف آکواریوم

پراکنـده می شدند. با وجودی که تا ساعتـی دیگر سال

نو تحویل می شد، هنوز آکواریوم از ماهـی خالی نشده

بود؛ او مانـده بود و چنـد ماهی سیاه همرنگ خودش.

 

 


برچسب‌ها: داستان, ماهی سیاه
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۶ساعت 16:11  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا