ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   چند روزی بود که همسایه ی جدید بالایی مشغـول

بــازســازی واحدش بـود و ســر و صـدا و تـرق و تـروق

لحظـه ای قطع نمی شد. امروز صبح دیگر طاقتم طاق

شـد و تـصـمیـم گرفتـم کـه بـروم و تـذکری بـدهـم امـا

همین که در آپـارتمـان را بـاز کردم، همسایه ی پایینی

را جلوی در دیدم که با مهـربـانی و لبـخنـد زنـان گفـت:

   «از دیشب لولـه ی آب واحد شمـا نشـت کرده و آب

همـه ی خانـه ی مـا را گرفتـه، اگر اجازه می فرمـاییـد

تعمیرکار بفرستم؟»

   با شرمندگی تشکر کردم و به داخل آمدم.

 


برچسب‌ها: داستان, همسایه ها, آپارتمان نشینی
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ساعت 14:36  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا