ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   روبـاهــی در دام افـتـاد و دمـش را از دسـت داد. چون

احساس شرمندگی می کرد، هر جا که می نشست و

برمی خاست، می گفت:«دم مایـه ی دردسر است، بار

زایدی است که باید همه جا با خودمـان ببـریم»!

 

 


برچسب‌ها: داستان, داستانهای ازوپ, دلیل تراشی, توجیه
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:28  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا