|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
دو مرد در بـازار آتن با هم گلاویـز شده بودنـد و یکی
از آن دو، ادعـا مـی کـرد دیگـری قاتـل اسـت و بایـد به
سزای عملش برسد.
سقـراط که از آن جا می گذشت،با دیدن این صحنـه
رو به مرد مُدّعـی کرد و گفت: او چه کرده است؟ چرا
به او لقب قاتل می دهی؟
آن مرد گفت: چون دیگری را کشته است.
سقراط گفت: پس سرباز است.
مرد خشمگین شـد و گفت: نـه نـه، در جنگ کسی
را نکشته.
سقراط گفت: پس میرغضب است.
مـرد گفت: نه، این مـرد یک نفـر را کشتـه که اصـلا"
گناهی نداشته.
سقـراط لبخنـدی زد و گفـت: بلـه، فهمیدم، معلـوم
می شود این آقا یک پزشک است!
|
|