|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
می گویند که روزی بهلول سرزده به قصر حاکم کوفه
وارد شد و بر مسنـد حاکم نشست. فرّاشها و نگهبانها
ریختنـد و با چوب و کتـک او را از تـخت به زیر آوردنـد. در
این بین حاکـم در رسیـد و بهلـول رو به او کـرد و گفـت:
«من برای چند دقیقه بر این مسند تکیه زدم، این همه
عذاب کشیدم؛ خدا می داند فردا از این بابت بر سر تو
چه خواهند آورد!»
|
|