ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   در سال ۱۹۸۸در ارمنستان زلزله ی بسیار شدیدی به

قدرت ۲/۸ ریشتر رخ داد کـه تقریبـا" آن منطقه را با خاک

یکسان کرد و در همان دقایق اولیـه جان بیش از۳۰ هزار

نفر را گرفت.

  

   در این میان مردی که از زلزله جان به در برده بود برای

یافتن پسرش سراسیمه بـه سوی مدرسـه او  می دود.

وقتی که آنجا می رسد،با تَلّی از خاک روبرو می شود.

    مـرد بـه یـاد حرفــی که هـمـیـشــه بـه خانــواده اش 

می گفت می افتـد:« هر اتفاقـی که بیفتد،من همیشه  

در کنـار شما خواهم بود!»

  

   بـا دیـدن ویـرانـه ای که از ساختـمـان مـدرسـه بـه جا  

مـانـده بـود، اشـک از چشـمـانـش ســرازیـر شــد. چنـد  

لحـظـه ای در میان یأس و حیرت گذشت . مرد فکرش را  

جمع و جور کرد و بـه یـاد آورد که هر روز در کـدام سمت  

حیاط مدرسـه از پسرش جدا می شد. وقـتـی کـه جای  

کلاس را پـیـدا کـرد، بلافـاصله شـروع به بـرداشتن خاک  

و سنـگ هـا کرد. در این هنـگام والـدیـن دیگـر هم از راه  

رسیدند و با ناباوری روی آوار نشسته و شروع به شیون  

و فریاد کردند. بعضی ها حتی به سـراغ  او رفته و تلاش  

کردند که بـه او بقبولانند که کـار از کـار گذشته است اما  

او بی وقفه بـه جا بـه جا کردن آوار مشغول بود.

  

   وقتی  آتش نشانی هم آمد بـه مرد گفت کـه احتمال

وقوع انـفـجار وجود دارد و او بـایـد محل را تـرک کند ولی  

او بی اعتنا بـه آنها بـه کـار خود ادامـه داد. حتی پـلیس  

هم نتوانست او را از کار بازدارد. او می خواست مطمئن  

شود که پسرش زنده است یا مرده.

  

   او سـاعـت هـا به کنـدن ادامـه داد. در این مـدت هیچ  

کس کمکش نکرد و همـه در ناامـیـدی و بهـت فـرو رفته  

بـودنـد. در سی و هشتمـیـن سـاعـت تـلاشش بـود که 

ناگهان صدایی از زیر پایـش شنیـد... خوب گوش داد، نه  

درسـت بـود، اشتـبـاه نـمـی کـرد. صـدای پسـرش بـود!  

نامش را فریاد زد:« آرماند! » و پاسخ شنید که « پـدر...!  

پـدر...! مـنـم آرمـانـد،می دانستـم کـه میـایـی، پـدر بـه  

بــچه هـایـی  که  ایـنـجا  هـستـنـد  گفتـم  که  نـگـران

نباشند.بهشون گفتم اگر پـدرم زنـده مونده باشه حتما"

منو نجات می ده،و وقتی هم که منو نجات بده،شماها

رو هم نجات می ده...چون پدرم به من قول داده که هر

اتفاقـی که بیفتـه ،همیشـه در کنـار مـا خواهـد بود! » 


برچسب‌ها: داستان, زلزله ی ارمنستان, 1988
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ساعت 18:4  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا