|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
می پرسند:« آیا در این جهـان چیـزی زیباتر از دختر و
پسری که دست هـای پـاک خود را به هم گره زده و بـا
قلبـی صادق و صمیمی در راه ازدواج گام بـرمی دارند،
وجود دارد؟ آیـا مـی تـوان چیـزی بـاشـکـوه تـر از عشق
جوانی یافت؟ »
و پاسخ داده می شود:« بلی! از آن زیباتر، منظره ی
پـیـرمـرد و پـیـرزنـی اسـت که سفـر زنـدگـی را بـا هـم
بـه پـایـان می برنـد. دستهـایشـان زبـر و پـیـنـه بـستـه
است، امـا هنـوز بـه هـم گـره خورده انـد. چهره هاشان
پـر از چیـن و چروک است، امـا رخشـنـده و تـابـنـاکـنـد.
قـلب هـاشـان بـه ظـاهر خستـه و فـرسـوده است، اما
پـایـدار و محکم از عشق و ایثارند. بلی،چیزی زیـبـاتر از
عشق جوانی وجود دارد، و آن، عشق پیری است! »
|
|