ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   می پرسند:« آیا در این جهـان چیـزی زیباتر از دختر و

پسری که دست هـای پـاک خود را به هم گره زده و بـا

قلبـی صادق و صمیمی در راه ازدواج گام  بـرمی دارند،

وجود دارد؟ آیـا مـی تـوان چیـزی بـاشـکـوه تـر از عشق

جوانی یافت؟ »

   و پاسخ داده می شود:« بلی! از آن زیباتر، منظره ی  

پـیـرمـرد و پـیـرزنـی اسـت که سفـر زنـدگـی را بـا هـم   

بـه پـایـان می برنـد. دستهـایشـان زبـر و پـیـنـه بـستـه  

است، امـا هنـوز بـه هـم گـره خورده انـد. چهره هاشان  

پـر از چیـن و چروک است، امـا رخشـنـده و تـابـنـاکـنـد.  

قـلب هـاشـان بـه ظـاهر خستـه و فـرسـوده است، اما 

پـایـدار و محکم از عشق و ایثارند. بلی،چیزی زیـبـاتر از  

عشق جوانی وجود دارد، و آن، عشق پیری است! » 


برچسب‌ها: داستان, عشق و خاطرخواهی, عشق پیری و وفاداری, عشق جوانی و ازدواج
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۵ساعت 13:22  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا