|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
و زیـنـب زنـی که مـردانـگـی، در رکابـش، جوانـمـردی
آموخت. زنی که تا قیام آغاز شد، شویش را طلاق گفت
و دو فـرزنـدش را به قـربـانـگاه آورد و در مـرگشـان، هیچ
نـگفـت و آن گاه ـ زبـان علی در کام، رسـالـت حسین بر
دوش، کاروان اسیـران در پـی، تنـهـا و دربـنـد، هـمـچون
صـاعقـه، بر پایتخت قـساوت و بارگاه وحشت فرود آمد و
فـریـادی برآورد که هـزار سال، دستـگاه هـای تبلیـغـاتی
بنـی امیه و بنـی عباس و سلاطین ترک و تاتار و غزنوی
و سلجوقـی و مغـول و تیمـوری و ایلـخانـی، نتـوانستـنـد
خاموشش کنند، اما منـبـرهـای مـصیـبـت بـار روحانـیـت
صـفـوی، بـه زودی تـوانستنـد آن را نـوحه کنند! و عباس
ابن علی، برادر حسین را، قهرمـان نبرد بی مانند تاریخ،
ســیـمـایـــی که روزگــار از آن جز حمـاســـه و مـــردی
نمی شناسد، پرسوناژ پارتی های زنان، سمبل سفره!
|
|