ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   پس فردا، شکر سوم! می گفت بگویید: «الهی شکر»  

آنها هم می گفتنـد: «الهـی شکر»؛ امـا چه شکری آقا؟  

شب تابستان،روی پشت بام که نشستـه ای،یک کاسه  

سکنجبیـن کنـارت می گذاری،خیـار هم در آن می ریزی، 

آب هـم رویـش می بـنـدی، « تـگـری » اش می کنـی و  

مـی گـذاری بـــالای ســرت و دور و بــر آن را آب پــاشی  

می کنی و می گیـری می خوابـی، نیمـه شب که بلنـد  

می شـوی، اگر فـرشتـگان که در آسمـان رد می شونـد، 

طوری ساخته می شدند که می توانستنـد بشاشنـد! و  

سـحر می دیـدی که تـوی کاسـه ات خرابـکاری شده،آن  

وقت چه کار می کردی؟ 

   پـس حالا که خداونـد فـرشتـگان را طـوری ساختـه که  

نمی شاشند،پس: « بلند بگو الهی شکر!» 


برچسب‌ها: فلسفه ی الکی خوشی, عالمان شکم سیر, تعمق و تفکر عمیق در آفرینش الهی, دکتر علی شریعتی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ساعت 23:6  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا