ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   یک «مقـدس اردبیلی» بود که مـاه های رمـضـان منبر  

می رفت.البتـه جزء «علمـا» بوده،منتها ماه رمضان برای  

ثـوابش منبـر می رفـتـه.هـر روزی یک شکـر مـی کرد،به  

اسم «سی شکر»! 

   روزانـه یک نعمتـی را کشـف می کـرده بـرای مـردم،و 

مردم می گفتنـد:«شکر!» 

   یک روز مثلا" می آمده می گفتـه:«مـردم،شکر! شکر  

کنید!»همه می گفتند:«الهی شکر»، می گفتـه:«خوب  

نپرسیـدیـد چرا شکر کنیـم؟» مردم می پرسیدند:«خوب  

چرا شکر کنـیـم؟» می گفـتـه: «فـردای قـیـامت،اگر این  

ملائکه ی عذاب آمدند، از شما پرسیدند که خدا به شما  

عقل داد،شعـور داد،هـوش داد،استـعـداد داد،سلامـتـی  

داد،توانایی داد،چرا بـه حرف مـن عـمـل نکردید؟ چرا بـه  

مردم کمک نکردید؟ چرا گناه کردید؟ چرا بد کردید؟ شما  

که آدم عـامی هستید و نمی فهمـیـد و نمی دانـیـد که  

چطـوری جواب خدا را بـدهـیـد،خدا را شکر کنید که خدا  

علـمـایی مثل ما خلـق کرده،تا وقـتـی که خداوند چنین  

سـوال هـایی از شمـا می کـنـد،به او بگویـیـد: «قـربـان  

جواب ابلهـان باشد خمـوشی»! 

    یعنی:«مـا مـردم ابلهیـم و جوابی نداریم که بدهیـم، 

برویـد از علمـایمـان بپرسیـد»! 


برچسب‌ها: دکتر علی شریعتی, جواب ابلهان باشد خموشی, مردم بگویید شکر, شما که مردمی عامی و نفهم هستید
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۵ساعت 18:10  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا