|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
او،برادر،مـرد شعـر و زیبـایی سخن است،امـا نه چون
شاهنامه که در شصت هزار بیتش ،یک بار،تنهـا یک بار،
از نژاد ما و از برادری از مـا،سخن گفتـه.از کاوه،آهنگری
که معلـوم بود از تبـار مـاست،و آزادی و انـقـلاب و نجات
مـردم را تـعهـد کرده است.اما هنـوز برنخاسته،این تنها
قهرمـان تبـار ما که به شاهنامه راه یافته،گم می شود،
کجا؟ چرا؟ چون تـبـار و نـژاد فـریـدون درخشیـدن گرفته
است! این است که در تمام شاهنامه بیش از چند بیت
از او سخن نرفته است.
|
|