|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
ناگهان دیدم برادر،این شمشیرهایی که به سینه شان
آیـات جهاد حک شده بود و معابـدی که سرشار از سرود
و نیایش ا... بود و مأذنـه هایی که اذان توحیـد می گفت
و چهـره هـای مـقـدسـی که بـه نـام خلافـت و ادامه ی
سنـت آن پـیـام آور دست اندرکار بودند و ما را به بردگی
گرفته بودند،پیش از من کسی دیگر را قـربـانی مظـلـوم
این شمشیـرها و مـحرابهـا کردنـد: «عـلـی»!
|
|