ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   بـرادر به او ایـمـان آوردم،چرا که همـه ی بـرادرانم را بر  

گرد او دیدم.بلال،برده ی ارزان قیمت بیگانه ای از حبشه، 

سلـمـان،بـرده ی آواره ای از ایـران،ابـوذر،فقیر درمانده ی  

گمنامی از صحرا،سالم،غلام حذیفه. 

   باور کردم و ایمان آوردم،چرا که کاخش چند اتـاق گلی  

بـود که خود در گل و خاک کشـیـدن شـرکت کرده بـود،و  

بـارگاهش و تختـش تکـه چوبی بود انباشته از برگ های  

خرما. 

   این همه ی دستـگاه او بود،و تـا بود،چنین بود و چنین  

مرد. 


برچسب‌ها: دکتر علی شریعتی, باور کردم و ایمان آوردم, تا بود چنین بود, آگاهی انسانی و آگاهی اجتماعی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵ساعت 23:32  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا