|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
اما برادر!ناگهان خبر یافتم که مردی از کوه پایین آمده
است و در کنار معبدی فریاد زده است که:
«من از جانب خدا آمده ام.»
و من باز بر خود لرزیدم که باز فریبی تازه برای ستمی
تازه... اما چون زبان به گفتن گشود باورم نشد!
مـی گـفـت:«مـن از جانـب خدا آمـده ام کـه خدا اراده
کـرده است که تـا بـر همـه ی بــردگان و بیـچارگـان روی
زمیـن منـت بگـذارد و آنـان را پیـشوایـان جهـان و وارثـان
زمیـن قـرار دهد.»
|
|