|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
اسلام یک مذهب و یک ایدئولوژی است و خطاب آن به
نوع بشر است و هدف غایی آن رستگاری.
رستـگاری از چهـار زنـدان همـیـشگی انـسـان:
جبرطبیعت،
جبر تاریخ،
جبر اجتماع
و بالاخره جبر خویشتن!
مبارزه ی اسلام با تبعیضات نژادی و برتری جویی های
قـومـی که انـعـکاس روح قـبیلـه ای است و اسـلام آن را
جاهلیت می شمارد،
اعلام این که «تـقـوی»،ملاک ارزش و برتـری انسانی
بـه انـسـان دیـگر است،و نـه وراثـت یـا نـژاد او نسبت به
انسان دیگر،یا موقعیت اجتماعی و مال و منال او،
و اعلام توحید الهی،یعنی یکی بودن خدا؛
توحید بشری،یعنی خلق انسانها از «آدم»؛
و توحید رسالت،یعنی یکی بودن هدف «آدم» تا «خاتم»؛
مسـائـلی نیست که نـیـاز به اثـبـات داشتـه بـاشد ولـی
اشتـبـاه بـزرگی که در بـسیـاری از اذهـان وجود دارد این
است که مسئله ی مخالـفـت اسلام با تبعیـضـات نـژادی
و برتری جویی های قومی را به معنی مخالفت اسلام با
وجود ملـیـت های گوناگون در جامـعـه ی بـشری تـلقـی
می کنند در صورتی که اسلام در برابر «برتری نژادی» به
«بـرابـری نـژادی» مـعـتـقـد است و «تـسویـه» به معنی
بـرابـری مـلـت ها قـرن ها شعـار مسلـمـانـان راستین و
آزاد انـدیـشـان و مـلـت هـای مـسلـمـانـی است کـه در
برابر امپریـالیـسم عـرب مخالفـت و مقـاومت می کردند.
اسلام به اصل وجود مـلـت ها به عنـوان یک واقـعـیـت
مسلم و انکار ناپذیر طبیعی مُعتَرف است وگرنه برای یک
ایدئولوژی که اساسا" برای مـلّیـت ها وجود و شخصـیت
مستـقـل قـائـل نیست،بـحث از رابطه ی میان آن ها که
باید بر اساس بـرابـری باشد،قـابـل طرح نیست.
|
|