|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
عبادت و پرستش خدا و ترک پرستش هر موجود دیگر، یکی از اصول
تعلیمات پیامبران الهی است. تعلیمات هیچ پیامبری از «عبادت» خالی
نبوده است. در اسلام، عبادت در متن زندگی واقع است. گذشته از
این که برخی عبادات اسلامی به صورت مشترک و با همکاری جمعی
صورت می گیرد، عبادت های فردی نیز آنچنان شکل داده شده است
که متضمن انجام پاره ای از وظایف زندگی است. مثلا" «نماز» که هر
کسی که بخواهد در گوشه ی خلوتی به نماز بپردازد، خود به خود به
انجام پاره ای از وظایف اخلاقی و اجتماعی از قبیل نظافت، احترام به
حقوق دیگران، وقت شناسی، جهت شناسی، ضبط احساسات، اعلام
صلح و سلم با بندگان شایسته ی خدا و ... مقید می گردد.

از این گذشته، از نظر اسلام هر کار خیر و مفیدی اگر با انگیزه ی پاک
خدایی توأم باشد، عبادت است. بنابراین درس خواندن، درس دادن، کار
و کسب، فعالیت های دیگر فردی و اجتماعی اگر لله و فی الله باشد،
عبادت است.
اما تلقی افراد از عبادت یکسان نیست. از نظر برخی از معتقدان به
خدا و جهان غیب و آخرت، عبادت نوعی معامله و معاوضه است. نوعی
مبادله ی کار و مزد است. فروش کار و گرفتن حقوق بابت انجام آن
است. درست مثل یک کارگر و یک کارفرما. اما اینکه هر کارفرمایی که
مزدی می دهد، به خاطر بهره و سودی است که از کار کارگر عایدش
می شود، در حالی که کارفرمای مُلک و ملکوت چه بهره ای می تواند
از کار بنده ی ضعیف و ناتوان خود ببرد؟! حتی اگر فرض کنیم که اجر و
پاداش از جانب خدا به صورت تفضّل و بخشش است، پس چرا این
تفضل بدون صرف همان مقدار انرژی و انجام کار، به او داده نشود؟!

تلقی دیگر از عبادت، برداشتی عارفانه و عاشقانه است. بر حسب
این دیدگاه، مسئله ی کارگر و کارفرما و مزد و پاداش به شکلی که بین
آن دو وجود دارد، در میان نیست، بلکه کسب لذت و ابتهاج، پرواز روح،
تعالی روان، و قرب به معبود و معشوق در کار است.
عبادت از نظر انسان عارف، ورزش نیروهای ملکوتی انسان و پرورش
استعدادهای روحی اوست. عبادت عالی ترین شکل سپاس و شکر از
پدیدآورنده ی خلقت است، و اظهار شیفتگی و عشق انسان است به
خدای خویش. عبادت سلوک و سیر الی الله است.

عبادت؛ پیکری دارد و روحی، ظاهری دارد و معنایی. آنچه به وسیله ی
زبان و دیگر اعضای بدن انجام می شود، قالب و پیکر و ظاهر آن است؛
و روح عبادت هم برمی گردد به تلقی فرد از عبادت و به انگیزه ای که او را
به عبادت برانگیخته است.
پس در عبادت دسته ی اول که بیشتر مردم آنگونه خدایشان را عبادت
می کنند، روح آن فقط تمنای پاداش بهشت و بخشش گناهان و خلاصی
از آتش جهنم است. در صورتی که روح عبادت عارفانه، چیز دیگری است
از جنس رسیدن و پیوستن، و جوییدن و یافتن.
امام علی ــ که به اعتراف دوست و دشمن، سرحلقه ی عارفان جهان
است ــ در نهج البلاغه گفته است: همانا گروهی خدا را به انگیزه ی
پاداش می پرستند، این عبادت «تجارت پیشگان و کاسب کارها» است.
گروهی او را از ترس می پرستند، این عبادت «برده صفتان» است. و
گروهی او را برای آنکه او را سپاسگزاری کرده باشند، می پرستند، این
عبادت آزادگان است.
فرضا" خداوند کیفری برای نافرمانی معین نکرده بود، سپاسگزاری از
نعمتش ایجاب می کرد که از فرمانش سرپیچی نشود.
خدایا! من تو را به خاطر بیم از کیفرت و یا به طمع بهشتت، پرستش
نکرده ام؛ من تو را بدان جهت پرستش کردم که شایسته ی پرستش
یافتم.
|
|