ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

دل من! باز مثل سابق باش


با همان شور و حال عاشق باش

 

مهر می ورز و دم غنیمت دان


عشق می باز و با دقایق باش

 

بشکند تا که کاسه ات را عشق


از میان همه تو لایق باش

 

خواستی عقل هم اگر باشی


عقل سرخ گل شقایق باش

 

شور گرداب و کشتی سنگین


نه... اگر تخته پاره قایق باش

 

بار پارو و لنگر و سکان


بفکن و دور از این علایق باش

 

هیچ باد مخالف اینجا نیست


با همه بادها موافق باش

 


برچسب‌ها: حسین منزوی, شعر معاصر ایران
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹ساعت 10:10  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا