|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
چه خوب بود
قدیم
دل داشت حیا
خانه ها داشت حیاط
حوضکی بود ...
دنبال هم
آواز یکرنگی
مادرامان از ته دل ذوق
پدرامان خنده از سر شوق
هندوانه ی سرخی بود
چه دائم لبخندی داشت بابا بزرگ
بوی بهشت می داد دامن مادر بزرگ
تا که می آمد
عمو، دایی ...
آرزو بود، پاهامان روی زمین
تاریخ گذشت
چه نجیب بود روزگار!

|
|