ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

                سفارت عثمانی در تهران و انقلاب مشروطه

 

   سفارت عثمانی با وجود نقشی که در جریانات مشروطیت در ایران

ایفا کرد، انتظار لازم را برآورده نکرد. شاید علت این امر ضعف داخلی

آن از یک سو و مخالفت سلطان عثمانی با پیروزی مشروطه در ایران

از سوی دیگر بود. این نقش را در سه مقطع کاملا" متفاوت می توانیم

بررسی کنیم.

   در دوران جنبش مشروطه، آزادیخواهان از سفارت عثمانی کمک گرفته

بودند. تحصن کنندگان در حرم حضرت عبدالعظیم و سایر رهبران و سران

مشروطه خواستار عزل عین الدوله از صدارت بودند و یقین داشتند که

با کسب این پیروزی به موفقیت های دیگری هم نایل خواهند گردید.

اما چون هنوز نیروی نهضت برای کسب چنان موفقیتی کافی نبود از

این رو علمای پناهنده، سفیر عثمانی را واسطه ی خود و شاه قرار

دادند و سفیر نیز این مأموریت را پذیرفت و عریضه ی پناهندگان را که

متضمن درخواست های آنان مبنی بر اجرای قوانین اسلام در سراسر

کشور، عزل نوز بلژیکی از ریاست گمرک و مالیه، عزل علاء الدوله

حاکم تهران، تأسیس عدالتخانه ... نزد مشیرالدوله، وزیر امور خارجه

فرستاد و او عریضه را به شاه داد و با حضور عین الدوله آن را قرائت

کرد. مظفرالدین شاه که تا آن روز از خواسته های علما و پناهندگان

اطلاعی نداشت، به مشیرالدوله ابلاغ کرد که موافقت خود را با

خواسته های مشروطه خواهان به سفیر عثمانی اعلام کند و به

عین الدوله دستور داد که تا آقایان را با احترام به تهران بازگرداند.

   عین الدوله با خدعه و نیرنگ چهار تن از پیشکاران علما و روحانیون

پناهنده در حرم حضرت عبدالعظیم را به بهانه ی گفت و گو درباره ی

خواسته های آنان به خانه خود کشانید و آنان را نزد خود نگاه داشت

و بدین ترتیب میانجی گری سفیر عثمانی نیز به نتیجه نرسید.

   همچنین سفارت عثمانی در تهران، محل تحصن مخالفان دولت نیز

شد، ولی نتوانست امنیت آنان را تأمین کند. محمدعلی شاه پس از

کودتای موفق خود، مجلس شورای ملی را منحل کرد و 39 نفر از

مخالفان را که موفق به فرار شده یا به سفارت عثمانی پناه برده

بودند بازداشت و اغلب آنها را اعدام کرد. از همین رو آزادیخواهان

چندان نمی توانستند در سفارت عثمانی احساس امنیت کنند،

چون دولت عثمانی ضعیف تر از آن بود که بتواند حریم امن مطمئنی

برای متحصنان به وجود بیاورد، چون به گفته ی روزنامه ی اخبار

مشروطیت، بعد از گرفتن مجلس، سفیر عثمانی با دولت همراهی

کرد و متحصنان را از سفارت خارج کرد و به آنان گفت که اگر شما

مشروطه می خواهید، شاه اعلان کرده است که بعد از سه ماه

مشروطیت برقرار خواهد شد و اگر تامین می خواهید به شما بلیت

تأمین می دهم. آنها هم به اجبار خارج شدند. با وجود این گروهی

از مشروطه خواهان بر آن شدند که یک مرکز اجتماعی بر ضد شاه

تشکیل دهند، بنابراین در 26 ذی القعده 1326 گروهی از علما،

تجار و اصناف که عده شان بالغ بر سیصد تن می شد به سفارتخانه

عثمانی پناهنده شدند و گروهی دیگر هم با سیدعلی آقا و سید

جمال افجه ای به حضرت عبدالعظیم رفته، بست نشستند. برخی

علت این تحصن را ناتوانی شاه در بازسازی اقتصادی می دانند.

این ناتوانی باعث شد که مشروطه خواهان به سرکردگی

صنیع الدوله در 26 ذی القعده 1326 در سفارتخانه ی عثمانی

بست نشستند. در روز بعد تعداد آنها به 250 نفر رسید و از شاه

خواستند تا مشروطه را بار دیگر برقرار سازد. در چهارم ذی الحجه

بازار بسته شد و ماه های بعد شاهد کشمکش های طولانی

برای تسلط بر بازار بودیم که به پیروزی مشروطه خواهان انجامید.

   تدارک مالی متحصنین به عهده ی تجار مشروطه خواه بود. این

تجار برای اعاده ی مشروطه به همان شکل سابق، تلاش

می کردند؛ اما اینکه چرا این بار به جای سفارت انگلیس در سفارت

عثمانی به بست نشستند تأمل برانگیز است به نظر می رسد

علمای نجف و مشروطه خواهان پیرو آنها با آگاهی از آثار زیان بار

بست نشینی دوران مبارزه در سفارت انگلیس بر افکار عمومی و

سرنوشت نهضت، این بار سفارت یک کشور اسلامی را برای

تحقق اهداف خود مناسب تر یافتند. ممکن است بست­ نشینی

در سفارت عثمانی به این علت نیز باشد که دولت انگلیس با

تجربه از دوره قبل، بست نشینان را به آن سو هدایت کرده تا از

سویی تظاهر به بی طرفی کرده باشد و از سوی دیگر روشن

سازد که هر سفارتی قادر به حل بحران سیاسی ایران نیست.

  در هر حال بعد از این بست نشینی، علما تلگراف های متعددی

را به تهران ارسال کردند؛ علمای ایرانی مقیم عراق و نجف به دلیل

دوری از دسترس محمدعلی شاه توانستند نهضت مشروطیت و

آزادیخواهی را با فعالیت خستگی ناپذیر ادامه دهند.

   دولت آبادی در مورد این تحصن و خطری که از سر متحصنان

گذشته می نویسد: در تهران بعد از اینکه آزادیخواهان از اینکه

شاه به وعده ی خود در دادن اعلان انتخابات وفا کند، مأیوس و

ناامید شدند، کثیری از وجوه روحانیون و کسبه و تجار آزادی خواه

در سفارت عثمانی متحصن شدند و از آنجا به اشاعه در خصوص

اعاده حکومت ملی صحبت می دارند و اقدامات دولتی برای

متفرق کردن آن ها بی نتیجه می ماند و در نهایت به توسط دو

سفارت روس و انگلیس در استانبول از وزارت خارجه ی عثمانی

خواسته می شود که درخواست ایران را در بیرون کردن آن مردم

از سفارت در تهران بپذیرند و دولت عثمانی هم آن را می پذیرد.

و این خبر از سوی انجمن سعادت مخابره می شود و در این میان

دولت آبادی با مذاکره با شیخ الاسلام عثمانی به وی می گوید

که تهرانیان راه سفارت دیگری را که از سفارت شما وسیع تر

است می شناختند، ولی نخواستند در ایام مشروطیت به خانه ی

کفر پناه ببرند و امروز وجوه روحانیت در سفارت عثمانی جمع اند

و شایسته نیست که آنها را از سفارت بیرون کنند. پس از آن

شیخ الاسلام مانع از آن می شود و بعد از بحث در هیئت وزرا

شیخ الاسلام از تعرض به متحصنین جلوگیری می کند.

   در اعاده ی مشروطیت، علاوه بر تحصن در سفارت عثمانی،

تحولات داخلی ایران و عثمانی هم اثر گذار بودند. بحرانی شدن

اوضاع تهران و ولایات، ملاقات سفیران روس و انگلیس با شاه و

انتشار اخباری مبنی بر درخواست آنان برای اعطای مشروطیت

و نیز انتشار خبر حرکت نیروهای بختیاری به سمت تهران، و در

عثمانی هم تغییرات سیاسی در آن و برکناری سلطان عبدالحمید

که طرفدار نظام استبدادی بود، ضرورت اعطای مشروطه را برای

شاه فراهم کرد. همچنین در خلال این تحصن، دو سفارت روس و

انگلیس مسئله ی بست نشینی مخالفان شاه در سفارت عثمانی

را دست مایه ی فشار علیه عثمانی قرار دادند و خارج شدن آنان

از بست نشینی را منوط به اعاده ی مشروطه کردند.

   شاه در چهارده ربیع الثانی 1327 (پنج مه 1909) اجازه ی تشکیل

مجلس منتخب ملت را صادر کرد و پس از آن متحصنان، سفارت را

ترک کردند و سفیر عثمانی هم ادامه ی حضور آنان در سفارت را

نادرست خواند؛ از این رو متحصنان که خواسته هایشان تأمین شده

بود به تدریج از سفارت خارج شدند.

   بعد از پیروزی مشروطه دوم و در جریان خلع سلاح مجاهدان هم،

عثمانی نقش متفاوت و دوگانه ای ایفا کرد. از یک سو دو نماینده از

سفارت های عثمانی و آلمان سعی کرده بودند به ستارخان بقبولانند

که در مقابل دولت مقاومت نکند، از سوی دیگر وقتی نمایندگان دولت

برای خلع سلاح مجاهدان رفتند، دو عضو سفارت عثمانی در پارک

اتابک حاضر شده و مردم را به مقاومت تشویق کردند. اما بعد از اقدام

نظامی عثمانی علیه ایران، این وضعیت تا حدودی تغییر پیدا کرد و

آزادیخواهان و مشروطه طلبان چندان تمایل به حضور در سفارت این

کشور نشان ندادند، چون ملیون نمی توانستند تجاوز قشون عثمانی

به ایران را نادیده بگیرند.

   در مورد تأثیر غیر مستقیم امپراتوری عثمانی و نیز معضلات داخلی

آن در انقلاب مشروطه ایران باید به نقش ارامنه و حزب داشناکسیون

در انقلاب مشروطه اشاره کرد.

   ارامنه، بیشتر به دنبال آزادی و استقلال خود از امپراتوری عثمانی

بودند. انقلاب مشروطیت ایران پدیده ای منحصر به فرد در گردآوردن

مردمانی با زمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، قومیت ها و

اعتقادات مذهبی، ایدئولوژی های متنوع و حتی کشورها در یک

درگیری برای پارلمان و مشروطه بود؛ از جمله «داشناکسیون» در

انقلاب ایران و در کشمکش ها شرکت فعال داشت؛ به این دلیل

که اعتقاد داشت شرایط و اوضاع حال و آینده ارمنی ها در ایران،

قفقاز و امپراتوری عثمانی مستقیما" وابسته به مردم ایران است،

چون موفقیت یک قیام مشروطه طلبانه در ایران، بر حکومت های

منطقه از قبیل امپراتوری های روسیه و عثمانی تأثیر داشت و

می توانست شرایط و اوضاع را در ارمنستان، روس و عثمانی

بهبود بخشد.

 

                                     یپرم خان

 

   برجسته ترین فردی که از ارامنه در جنبش مشروطه ی ایران شرکت

کرد یپرم خان ارمنی بود.

 

 

 

                                     نتیجه گیری

 

  انقلاب مشروطه در ایران از عوامل مختلفی متأثر گردیده است که

بخشی از آن به امپراتوری عثمانی باز می گردد. در این میان تحولات

عثمانی نقشی تعیین کننده داشت. امپراتوری عثمانی کانالی برای

ارتباط و پیوند فکری ایرانیان با تحولات دنیای غرب محسوب می شد

و استانبول قوی تر از تفلیس، بمبئی و قاهره عمل می کرد و ایرانیان

از این طریق به عقب ماندگی خود پی می بردند. در مجموع می توان

گفت دولت عثمانی نقش مثبتی در تحولات مشروطه خواهی در ایران

ایفا نکرد؛ البته تحولات و اندیشه هایی که در عثمانی مطرح بود در

زمینه سازی برای مشروطه در ایران نقش اساسی داشت؛ اما در

دوره ی نهضت مشروطه و پس از آن و ناامنی های ناشی از آن که

ایران نیاز به امنیت و آرامش داشت تا بتواند نهادهای جدید را تثبیت

کند به ایران حمله کرد و ناامنی ها را به مراتب بیشتر کرد و این

حملات ضربات مهلکی را بر مشروطه خواهی ایران وارد کرد، به طوری

که دولت و مجلس بعد از مشروطه هرگز نتوانستند به این اوضاع سر

و سامان بدهند؛ البته در این اقدام عثمانی نمی توان نقش تحولات

بین المللی و سیاست خارجی جدید آلمان را هم نادیده گرفت. بی

تردید نظام بین المللی از اواسط دوره ی قاجاریه بر روند تحولات

مستقیم و یا غیر مستقیم اثر می نهاد. انگلیس حمایت نیم بند خود را

از مشروطه تا زمانی که قدرت های جدیدی در نظام بین الملل ظهور

نکرده بود ادامه داد و زمانی که خطر آلمان را احساس کرد با روسیه

همنوا شد و قرارداد 1907 را با آن کشور امضا کرد. این امر به خوبی

نشان می دهد که مشروطیت در ایران بیش از هر چیز قربانی تحولات

نظام بین الملل گردید.

   پس از تحولات جهانی و شکل گیری بلوک بندی های جهانی و

فراهم شدن مقدمات جنگ جهانی اول، بریتانیا و روسیه در اقدامی

هماهنگ، سیاستی نسبتا" یکپارچه در ایران اتخاذ کردند تا از پاگیری

یک قدرت سوم در ایران جلوگیری کنند. ماجراجویی های آلمان پای

عثمانی را هم به وسط کشید و نهایتا" هر دو قربانی این ماجراجویی

شدند. عثمانی به طور کلی از هم پاشید و آلمان هم تقریبا" در جنگ

منهدم شد و مشروطه ایران هم از گزند این تحولات مصون نماند.

  در واقع ایران بعد از مشروطه از هر طرف در معرض مداخله ی نیروهای

خارجی قرار داشت و آغاز جنگ جهانی اول امپراتوری عثمانی را هم

به طور ویژه ای به این نیروها اضافه کرد. در چنین شرایطی جمع آوری

نیروهایی که جنبش آزادی ملی را تداوم بخشیده و آن را توسعه دهد،

امکان پذیر نبود؛ بنابراین دولت ایران حتی اگر به واقع هم ملی بود

نمی توانست نقشه های اصلاحی خود را اجرا کند. در واقع از سقوط

محمدعلی شاه تا کودتای 1299 بیست کابینه در ایران به سر کار آمد

که هیچ کدام از آنها نتوانستند رضایت عمومی را جلب کنند و این

عمده ترین زمینه برای نابودی مشروطیت بود، ولی بخش اعظم این

ناکارآمدی از تبعات جنگ جهانی اول در ایران بود. به نظر می­ رسد که

ایران همواره بدون این که بخواهد بخشی جدایی ناپذیر در معادلات

سیاسی جهانی بوده است!

 

                                              دکتر مقصود رنجبر

                                مجله ی تاریخ اسلام

 

 


برچسب‌ها: 14 امرداد 1285, انقلاب مشروطه, مشروطه و مشروطه خواهان, انقلاب مشروطه ی عثمانی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ساعت 0:0  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا