|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
قدر هنر و هنرمند را دانستن
یوهانا اشپیری، خالق داستان های «هایدی» در کوهستان های پر
برف و زیبای سوییس، در روستایی در نزدیکی زوریخ زاده شد. پدرش
پزشک و مادرش شاعر بود. 15 ساله بود که او را به عمهاش در زوریخ
سپردند تا در آنجا به مدرسه برود. او در یک مدرسه شبانه روزی زبان
فرانسه و پیانو آموخت. 24 ساله بود که با وکیلی به نام برنارد اشپیری
ازدواج کرد و نام خانوادگی او را پذیرفت.

52 ساله بود که نخستین داستـان «هـایـدی» را منتشر کرد که در
زمان کوتاهی به 50 زبان ترجمه شد و با استقبال انیمیشن سازان هم
روبرو شد.

هایدی، داستان دختر بچه ی یتیمی است که نزد پدر بزرگش در
کوهستان زندگی میکند و در واقع داستان خود نویسنده در زمانی
بود که از شهر و محدودیت های زندگی در شهر خلاص شده و به
روستا و به دامان طبیعت رفته بود.
در این داستان هایدی بیخبر از پدر بزرگش مدتی همبازی دختری
با جسمی نحیف و پایی ناتوان در یک خانواده ی ثروتمند میشود، در
آنجا توسط یک معلم سرخانه، خواندن و نوشتن میآموزد ولی جدایی
از پدربزرگش او را بیمار میکند و باعث میشود که دخترک دوباره نزد
پیرمرد بازگردد تا بهبود یابد.
کوهستان، مکان تندرستی است و همبازی نحیف هایدی هم وقتی
به دیدار او به کوهستان میرود و مدتی در آنجا می ماند توانا میشود
و بر روی پای خود میایستد و از صندلی چرخدار خلاص میشود.

یوهانا اشپیری میگفت: تنها برای کودکان نمی نویسد بلکه برای
دوستداران کودکان نیز مینویسد.
او در 7 ژوئیه 1901 در زوریخ از دنیا رفت. به مناسبت صدمین سال
درگذشتش در سوییس سکه های 20 فرانکی با تصویرش ضرب شد
و یک تمبر پستی نیز منتشر شد زیرا مردم سوییس عقیده داشتند
که یوهانا با «داستان های هایدی» جهانیان را با کوهستان های زیبا
و مردم کشورشان آشنا کرده است.
|
|