ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

 

   مصدق در دوره‌ای که در احمدآباد درحصر بود، دو مامور از سوی حکومـت مـراقب

 

او بودند و مانع رفت و آمد می شدند. دکتر مصدق بدون اینکه وظیفه داشته باشد،

 

از همان غذای روزانه ی خود سهمـی برای آنان در نظر می‌گیرد. زمستان سفارش

 

می‌دهد تعدادی پالتو خریداری کنند. ابتدا دو تای آنها را به مـاموران می‌دهد که از

 

سرما در امان بمانند!

   

                       از یادداشت های غلامحسین مصدق، پسر  دکتر مصدق

 


برچسب‌ها: دکتر محمد مصدق
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۷ساعت 15:17  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا