ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

او پهلوان نبود. 

هرگز به عمر خویش؛ 

میدان پهلوانی مردان ندیده بود! 

بر سینه اش نبود، 

هرگز مدال های طلایی افتخار... 

اما... 

او پهلوان زندگی سخت خویش بود: 

-هر روز با امید، 

با «کار» نان ز کوره ی خورشید،می ربود! 

شبها که تن به روزن کاشانه می کشاند... 

فریاد شادمانی فرزند و همسرش، 

پر می کشید بار دگر سوی آسمان: 

-آورد قرص نان... 

اینست پهلوان! 


برچسب‌ها: تیمور گرگین
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۹۷ساعت 19:13  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا