ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 

 

   مـن کوروش هستـم. شاه جهـان، شـاه بزرگ، شاه

نیرومنـد، شـاه بابِـل، شـاه کشـور سومـر و اَکّاد، شـاه

چهار گوشه ی عالم، پسر شاه بزرگ کمبوجیه، نوه ی

شاه بزرگ کوروش، نواده ی شاه بزرگ چیش پش.

   هنگامی که من با صلـح وارد بابِـل شدم و با شـادی

مَقَـرّ پادشاهـی خود را در کاخ شـاهـزاده قرار دادم، آن

گاه مَردوک، خدای بـزرگ قلب گشـوده ی بابلیـان را به

من متمایل کرد و من هر روز به پرستـش و ستایش او

می پردازم. من در بابل و در تمـام شهرهـای آن مراقب

رستگاری و سلامت اهالی بابل بودم تا مسکن آنها بنا

به میل خدا همچون یوغی نباشد که برای آنها مناسب

نباشد. من ویرانـه ی آنها را آباد کردم، فقر آنها را بهبود

بخشیدم،مردوک، خدای بزرگ از اعمـال پرهیـزکارانه ی

من شادمـان شد. 

   من برای همه ی انسانها آزادی پرستش خدایانشان

را برقرار کردم و فرمـان دادم که هیچ کس حق ندارد به

این دلیل مـورد بدرفتـاری قـرار گیرد. من فرمان دادم که

هیچ خانه ای ویران نشود و هیچ ساکنی از آن مـحروم

نگردد. من صلح و آسایش را برای تمام انسانها تضمین

کردم.

 


برچسب‌ها: منشور کوروش بزرگ, کوروش بزرگ
 |+| نوشته شده در  جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ساعت 11:55  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا