ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

 

منم آرش ...

سپاهی مرد آزاده

به تنها تیر ترکش ، آزمون تلختان را

اینک آماده.

مجوییدم نسب

                       « فرزند رنج و کار »

گریزان چون شهاب از شب

چو صبح آماده ی دیدار

مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش

گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش

شما را باده و جامه

گوارا و مبارک باد

درین پیکار

در این کار

دل خلقی است در مشتم

امید مردمی خاموش همپشتم

زمین می داند این را ،آسمانها نیز

که تن بی عیب و جان پاک است

نه نیرنگی به کار من ، نه افسونی

نه ترسی در سرم ، نه در دلم باک است

کمان کهکشان در دست

کمانداری کمانگیرم

شهاب تیزرو تیرم

ستیغ سربلند کوه مأوایم

دلم از مرگ بیزار است

ولی آندم که ز اندوهان ، روان زندگی تار است

ولی آندم که نیکی و بدی را ،گاه پیکار است

فرو رفتن به کام مرگ شیرین است

همان بایسته ی آزادگی این است

 

از منظومه ی آرش کمانگیر

سروده ی سیاوش کسرایی

 


برچسب‌ها: سیاوش کسرایی, شعر معاصر ایران, آرش کمانگیر
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:30  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا