|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
این چه جهانی است؟ !
این چه بهشتی است؟ !
این چه جهانی است که نوشیدن می نارواست؟ !
این چه بهشتی است در آن خوردن گندم خطاست؟ !
آی رفیق !این ره انصاف نیست...این جفاست...
راست بگو،راست بگو،راست...فردوس برین ات کجاست؟
راستی آن جا هم،راستی آن جا هم
هر کس و ناکس خداست؟ !
ور همه گویند که هشیار باش
ار همه گویند که هشیار باش
بر درِ فردوس نشیند کسی
تا که به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسند که در راه عشق
پیرو زردشت بُدی یا مسیح
دوزخ ما چشم براه شماست!
راست بگو،راست بگو،راست
آن جا نیز باز همین ماجراست؟ !
این همه تکرار مکن «می» هما
کفر مگو،شکوه مکن با خدا
پای از این در که نهادی برون
در غُل و زنجیر برندت بهشت
در غل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناکجاست...
بهشت همان ناکجاست
وای به حالت همای...! وای به حالت...!
این سر سنگین تو از تن جداست
این سر سنگین تو از تن جداست
نه نه،نه نه،توبه کنم باز،حق با شماست !
سعید جعفر زاده

|
|