|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
می گویند چون خواجه بـه شهر مراغه رسید، در این
اندیشه شد که رصدخانـه بنیـان کنـد. با هلاکوخان این
مقصود را در میان گذاشت.
هلاکو از خواجه پرسید: این کار چه فـایـده دارد؟
خواجه پـاسـخ داد: فـایـده اش این اســت که آدمــی
خواهد دانست که چه واقع می شود.
هلاکو گفت: آگاهی از حوادث آسمان چه فایده دارد؟
خواجه به یکی از همراهان گفت که به بالای آن سرا
رفته و طشت مسـی بزرگـی را از بـام به پـایین پـرتاب
کنـد. تـمـام مـردمـی کـه در آن اطـراف بـودنـد، سخـت
وحشت کردنـد و حتی عده ای به حال غش افتادند.
در ایـن هنـگام خواجه بـه هولاکـو گفت:منفـعت علم
نجوم این است که کسانی بدان وسیله از وقوع حوادث
آسمـانـی بـه مـوقـع آگـاه شـده و دیـگـران را نـیـز آگـاه
مـی کننـد و در نتـیـجه هیـچ کس دچار هـول و هـراس
نمی شود.
هلاکو نظـر خواجه را پسندیـد و دستـور داد تا وسایل
بنای رصـد خانـه را فراهم کنند. در دامنـه ی کوهی به
نام «رصد داغی»رصدخانه را برپا کردند.
یادنامه ی خواجه نصیرالدین طوسی
انتشارات دانشگاه تهران
|
|