|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
ما اگر علی را الگو و امام خود می دانیـم، یک انسان
کامـل و یک انسـان متـعـادل و انسـانـی را که همـه ی
ارزشهـای انسانـی به طـور همـاهنـگ در او رشـد کرده
است را پیشـوای خود قـرار داده ایـم.
وقتی شـب می شـود و خلـوت شـب فـرا می رسد،
هیـچ عـارفـی به پای او نمـی رسـد. آن روح عبـادت که
جذب شـدن و کشیـده شـدن به سـوی حق و پـرواز به
سـوی خداسـت، بـا شـدت در او رخ می دهـد؛ مثل آن
حالتی که انسان در مطلبی داغ می شود، مثلا" وقتی
در حالت جنگ و دعوا و ستیـز است، چاقـو قسمتـی از
بدنش را می برد ولی آنچنان توجهش متمرکز است که
احسـاس نمی کنـد... علـی هم در حالت عبـادت چنان
گــرم می شــود و آن عشـق الـهــی چنـان در وجودش
شعله می کشد که اصـلا" گویـی در این عالـم نیـست.
در حال عبـادت، تیـر را از بدنش بیـرون می آورند ولی او
آنچنان مجذوب حق است که متوجه نمی شود.
روز که می شود، گویی این آدم اصلا" آن آدم نیست.
با اصحابش که می نشیند، چنان چهره اش باز و خندان
اسـت که از جمـلـه ی اوصـافـش این بـود که همیـشـه
قیافه اش باز و شکفته است. به قدری خوش مجلس و
حتی بذله گو بود که عمرو عاص وقتی بر علیـه او تبلیغ
می کرد می گفت: علی به درد خلافت نمی خورد چون
خنـده روسـت. آدم خنـده رو به درد خلافـت نمـی خورد.
خلافت، آدم عبوس می خواهـد که مـردم از او بتـرسند.
خود امام در نهج البلاغـه می گوید: از پسر نابغه (عمرو
عاص) تعجب می کنم که می گوید علی خیلی با مردم
خوش و بش می کنـد؛ خیلی شوخـی می کنـد و مـزاح
می کند.
با دشمن هم که در میـدان جنـگ روبرو می شود، باز
چهره اش خندان است. در باره اش گفتـه اند:اوست که
در محراب عبـادت بسیار گریـان و در میـدان نبـرد، بسیار
خندان است.
|
|