|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
مـنـحنـی قـلــب مـن،تــابــع ابــروی تـوسـت
خط مـجانـب بـر آن،کـمـنـد گـیـسوی تـوست
حدِّ رسیـدن بـه تـو،مُـبـهـم و بی انـتهـاست
بـــازه ی تـعـریـف دل،در حرم کــوی تـوسـت
چون به عدد یک تـویی،من همـه ی صفـرها
آن چه که معنی دهد،قـامـت دلجوی توست
پـرتـوی خورشیـد شد مُشتـق از آن روی تو
گرمی جانبخش او جزئی از آن خوی توست
بــی تــو وجودم بــود یــک ســری واگــرا
نـاحیـه ی هـمـگراش دایـره ی روی تـوست
|
|