ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   نیمه های شب بود که از خواب بیـدار شدم. داشتم

تند تند نفس می زدم، قـلبـم بشدت می تپـید و تمـام

تنم در گرمای رختخواب سست شده بود و لذت بسیار

زیادی را حس می کردم. لذتی که تا آن موقـع نظیرش

را تجربه نکرده بودم.

   چند لحظـه که گذشت، قلبـم آرام گرفـت و احساس

سبکی و رخوت مطبوعی وجودم را فرا گرفت. همانطور

کـه چشـم هـایـم دوبـاره گـرم خواب مـی شـد، به یـاد

گفته هـای استـادمـان  افتـادم و دستگیرم شد که چه

اتفاقی رخ داده است؛طبیعت به من قوّه ی تولید نسل

عطا کرده بود و من دیگر یک پسـر نبودم، یک مرد شده

بـودم. با سر خوشـی به خواب رفتـم. فـردا یک شــروع

تازه در زندگی ام خواهد بود.

 

 

 


برچسب‌ها: بلوغ, احتلام, قوه ی تولید نسل, سن تکلیف
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:27  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا