|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
ناپلئـون ماننـد بقیـه ی قـدرت پرستـانِ جاه طـلـب، از
مخالفان خود نفرت داشت. او در نامه ای که به برادرش
نوشته بود،گفتـه: « ... حال که چاره ای جز پیوستن به
یکی از طرفین نیست، انسان باید طرف پیروزمند، یعنی
طرفـی را که دسـت به خرابـکاری و آتـش زدن و چپـاول
می زنـد، بگیـرد. به نظـر من بهتـر است شخص قبـل از
آنکه خورده شود، بخورد.»
ناپلئـون بعد از رسیـدن به قـدرت هم همین روحیه ی
پلیـد را حفـظ کرد و بـا عـمـوم انـدیـشـمـنـدان از جمـلـه
فیلسوفــان و نویسنــدگان آزادیـخواه بشـدت مـخالـفـت
می کرد. معروف است که گفته بود:«در مجلـس تریبـونا
دوازده تا پانزده فیـلسـوف مـاوراءالطبیعـه وجود دارند که
حتما" باید خفـه شوند. اینان حشرات مـوذی و زیانکارند
که مـن به لـبـاس خود دارم؛ ولی به زودی لـبـاسم را از
وجود آنها پاک خواهم کرد.»
دوازده روز پس از نطـق ناپلئون فرزانـه! اکثـر روزنـامـه
های فرانسه توقیـف شدند و وزارت شهـربانی مأموریت
یافت مطـالب چند روزنامـه ی باقـی مانـده را هم کنترل
کنـد. همچنیـن سـانسـور تئـاتـرهـا نیـز به وزارت کشـور
محوّل شد تا حضـرت ناپلئـون بتـوانـد در سکوت صاحبانِ
فـکـر به ولایـت مـطـلـقـه اش بر مــردم صـغیـر و مهـجور
فرانسـه ادامـه دهد!
|
|