ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   افلاطون در اینجا اسپـارتی ها را تمجیـد می کند زیرا  

در کشورشـان برای ثـروتمنـد بودن ارزش خاصـی قائـل  

نشده و نمی گذارنـد فـرزندان ثروتمنـدان تربیت خاصی  

دریـافـت کنـنـد و نیز شاهـزادگـان را بر مـردم رجحانـی  

نمی دادنـد و نمـی گذاشـتـنـد تـن آسـان و نـازپــرورده  

بار آینـد، و عقیـده داشتـنـد که در کشـور نبایـد کسـی  

بـه دیگران رجحان داشته باشد، بدان سبب که ثروتمند  

است یا تیـزروست و یا نیکو چهره یا زورمند! و همـه در  

مقـابـل قانـون برابـرند و برتـری یکی بر دیـگری فقـط به  

سبب فضائل اوست یا بهتر بگوییم آن کس که عادل تر  

است از دیـگران بهتـر است. 

   و دیدیم که ایرانیان روز به روز بدتـر شدند و به سوی  

زوال رفتند و علت انحطاط آنان این بـود که آزادی فرد را  

پایـمـال کردند و ستـمـگـری و خودسـری را بر مـردمان  

فـرمانـروا ساختند و چون چنین کردند، در میان مردمان  

حس برابری و همبستگی  و دوستی را تبـاه ساختند.  

و وقتـی حکومت چنین شـود، دیگر به وکالـت مـردم و  

برای مـردم فـرمـانروایی نمی کنـد؛ بلکه از جانـب خود 

و بـرای خود حکـومـت می کنـد و در چنـیـن حکومـتـی  

اگـر فـرمـانــروایـان نـفـع خود را در کـاری ببـینـنـد - هر  

چند نفع کوچکی باشد، پـروایـی ندارند که شهـرهـا را  

به باد دهند و گروه عظیمـی را سوگـوار کنند و در میان  

مردمانی که با هم دوستنـد، آتش بپاشنـد. 

   و چنـیـن حکمــرانــان، هـمـان قِـسم که در دل خود  

نسبت به مـردم کینـه دارند؛ مـورد کینـه ی مـردم نیـز  

هستند. این حکمرانـان وقتی بخواهند مـردم برایشان  

بـجنگنـد، می بیننـد بی رغبتنـد که جانشـان را در راه  

آنان به خطـر بیندازنـد، زیـرا در بین آنـان حس تعـلق و  

همبستگـی از میان رفتـه است. 

   هـزاران هـزار سربـاز چنـیـن حکمـرانانـی در میـدان  

جنـگ بی کاره انـد، هـر چنـد که آنان می پنـدارنـد که  

قدرتشان در زیـادی عـده ی سربـازان است و حتی با  

پول، مـزدورانی اجیـر مـی کنند که برایشـان بجنـگند!  

و نیـز به اشتباه می پنـدارند پایـه ی حکومتـشان هم  

باید بر زور باشد! 

    آنان سفیهـاننـد زیرا تصـور می کننـد نیک و بدی را  

که اساس هر نوع اجتـمـاع انسانـی اسـت، می توان  

زیر پا گذاشت. 

 

پایان مقاله ی افلاطون در باره ی هخامنشیان 

ترجمه ی زنده یاد دکتر محمود صناعی  


برچسب‌ها: دکتر محمود صناعی, افلاطون, اساس اجتماع, کینه به مردم
 |+| نوشته شده در  شنبه ۶ آذر ۱۳۹۵ساعت 23:34  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا