ششم و متوسطه اول
 
 
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی  
 
 

   شاهنشاهـی، بار دیگر توسط داریـوش و شش سردار  

به پارسیان بازگشت. داریوش فرزند شاه نبود و نازپرورده  

بـار نیـامـده بود. وقتـی به تـخت نشست، چون یـکـی از  

هفـت سـردار بود، کشـور را به هفـت بخش تقسیم کرد  

و هنـوز آثار تقسیـمـات او به جاست. داریـوش قـوانـیـنی  

وضع کرد تا مساوات را میـان همه ی افـراد برقـرار کند و  

در قـوانین خود، آنـچه کوروش وعـده داده بـود را به عمل  

گذاشت. بدین ترتیـب میان افـراد حس برابری و دوستی  

و همبستـگی ایجاد کرد و با بخشنـدگی خود مردمـان را  

خوشـدل ساخت. این بـود که لشکـریـان او با شعـف و با  

طیب خاطـر کشورهایـی  را که قلمرو کوروش بود برایش  

بدست آوردند اما خشایارشـا که جانشین داریـوش شد،  

شاهزاده نـازپرورده بود! آیا حق نـداریم به داریوش خطاب  

کنیم و بگوییم:«ای داریـوش چگونه پسندیـدی که فـرزند 

تو بـدان گونـه بـار آید که فـرزنـد کوروش بار آمده بود؟ چه  

شد که خطای کوروش را ندیدی!» 

   خشـاریـارشـا به هـمـان سـرنـوشـتـی دچار شــد که  

کمبـوجیـه؛ و از آن زمـان تاکنـون واقـعا" در میان ایرانیان،  

شـاه بزرگـی پیـدا نشـده، هر چند همـه خود را «بزرگ»  

می خواننـد! انحطـاط آنـان به تصادف و سرنوشت مربوط  

نیست. اعتقاد من این است که زوال آنان در اثر تربیتـی  

است که نصیب شاهزادگان و پسران توانـگران شد، زیرا  

با آن تربیـتـی که گفتیـم هیـچ کس نمی تـوانـد صـاحب  

فضـائلـی شود که لازمـه ی «بـزرگی» است.


برچسب‌ها: دکتر محمود صناعی, افلاطون, کتاب قوانین افلاطون, داریوش شاه
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۹۵ساعت 0:10  توسط بهمن طالبی  | 
  بالا