|
ششم و متوسطه اول
|
||
|
آگاهی انسانی، آگاهی اجتماعی |
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی ،تو اون خوشبختِ خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ،ارزش نیست
جواب هم صدایی ها ،پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره،نه بمب افکن،نه خمپاره
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمی ذاره
همه آزادِ آزادن،همه بی دردِ بی دردن
تو روزنامه نمی خونی،نهنگا خودکشی کردن
جهانی رو تصور کن،بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه،بدون وحشت و تابوت
جهانی رو تصور کن،پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه،پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش،گلو پر می شه از سُرمه
تصور کن جهانی رو که توش «زندان» یه افسانه س
تمام جنگای دنیا،شدن مشمول آتش بس
کسی آقای عالم نیست،برابر با همند،مردم
دیگه سهم هر انسانه،تن هر دونه ی گندم
بدون مرز و محدوده،وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می تونی ،بشی تعبیر این رویا
یغما گلرویی
سرمه دادن یا سرمه خوراندن : ساکت کردن - خاموش کردن -بند آوردن
صدای کسی
|
|